responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : نهج البلاغه نویسنده : نهج البلاغه    جلد : 1  صفحه : 108

نهج‌البلاغه: خطبه 108

{{تورفتگی:a:'''{{سرمه‌ای:وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ}}'''}}
{{تورفتگی:a:'''{{سرمه‌ای:از خطبه هاى آن حضرت است درباره قدرت خداوند و حوادث مرگ و قیامت}}'''}}
<hr class="aye-hr">
{{نهج:كُلُّ شَىْء خاضِعٌ لَهُ، وَ كُلُّ شَىْء قائِمٌ بِه. غِنى كُلِّ فَقير، وَعِزُّ كُلِّ ذَليل، }}
همه چیز فروتن براى او، و هر چیزى قائم به اوست. ثروت هر نیازمند، و عزت هر ذلیل،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ قُوَّةُ كُلِّ ضَعيف، وَ مَفْزَعُ كُلِّ مَلْهُوف. مَنْ تَكَلَّمَ سَمِعَ نُطْقَهُ، }}
و قدرت هر ناتوان، و پناهگاه هر ستم رسیده است. سخن هر سخنگو را مى شنود،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ مَنْ سَكَتَ عَلِمَ سِرَّهُ، وَ مَنْ عاشَ فَعَلَيْهِ رِزْقُهُ، وَ مَنْ ماتَ فَاِلَيْهِ مُنْقَلَبُهُ.}}
باطن هر خاموش را مى داند، روزى هر زنده اى به عهده اوست، و بازگشت هر که بمیرد بـه جانب او.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:لَمْ تَرَكَ الْعُيُونُ فَتُخْبِرَ عَنْكَ، بَلْ كُنْتَ قَبْلَ الْواصِفينَ مِنْ خَلْقِكَ.
}}
دیده ها تو را ندیده تا از تو خبر دهند، بلکه پیش از وصف کنندگانِ از خَلقت بوده اى.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:لَمْ تَخْلُقِ الْخَلْقَ لِوَحْشَة، وَلاَ اسْتَعْمَلْتَهُمْ لِمَنْفَعَة، وَلايَسْبِقُكَ مَنْ طَلَبْتَ،}}
موجودات را براى ترس از تنهایى خلق نکردى، و براى دریافت منفعت به کار نگرفتى، به دنبال هر که باشى از تو پیش نیفتد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج: وَلا يُفْلِتُكَ مَنْ اَخَذْتَ، وَ لايَنْقُصُ سُلْطانَكَ مَنْ عَصاكَ،}}
و آن را که بگیرى از چنگ تو بیرون نرود، عصیان کننده از سلطنتت کم نمى کند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَلا يَزيدُ فى مُلْكِكَ مَنْ اَطاعَكَ، وَلا يَرُدُّ اَمْرَكَ مَنْ سَخِطَ قَضاءَكَ،}}
و مطیع به حکومتت اضافه نمى کند، آن که از حکم تو خشمناک است قدرت ردّ فرمانت را ندارد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَلا يَسْتَغْنى عَنْكَ مَنْ تَوَلّى عَنْ اَمْرِكَ. كُلُّ سِرٍّ عِنْدَكَ عَلانِيَةٌ، }}
<hr class="aye-hr">
{{نهج:و هر که از فرمانت روى گرداند از تو بى نیاز نمى شود. به نزدت هر نهانى آشکار است،}}
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ كُلُّ غَيْب عِنْدَكَ شَهادَةٌ. اَنْتَ الاَْبَدُ فَلا اَمَدَ لَكَ، وَ اَنْتَ الْمُنْتَهى}}
و هر غیبى در پیشگاهت حاضر است. تو ابدى هستى بنابراین زمانى برایت نیست، و تو منتهاى هر چیز هستى
<hr class="aye-hr">
{{نهج:فَلا مَحيصَ عَنْكَ، وَ اَنْتَ الْمَوْعِدُ فَلا مَنْجى مِنْكَ اِلاّ اِلَيْكَ.}}
از این رو گریزى از تو نیست، و تو وعده گاه هستى که نجاتى از تو جز به تو نیست.
<hr class="aye-hr">
{{نهج: بِيَدِكَ ناصِيَةُ كُلِّ دابَّة، وَ اِلَيْكَ مَصيرُ كُلِّ نَسَمَة.}}
مهار هر جنبنده اى در کف تو، و بازگشت هر انسانى به سوى توست.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:سُبْحانَكَ ما اَعْظَمَ شَأْنَكَ! سُبْحانَكَ ما اَعْظَمَ ما نَرى مِنْ خَلْقِكَ}}
منزّهى ازهر عیب، چه بزرگ است شأن تو! منزهى، چه عظیم است آنچه از مخلوقاتت که مى بینیم
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ ما اَصْغَرَ عِظَمَهُ فى جَنْبِ قُدْرَتِكَ! وَ ما اَهْوَلَ ما نَرى مِنْ مَلَكُوتِكَ!}}
و چه کوچک است عظمت آن در کنار قدرت تو! و چه دهشت آور است آنچه از ملکوت تومشاهده مى نماییم!
<hr class="aye-hr">
{{نهج: وَ ما اَحْقَرَ ذلِكَ فيما غابَ عَنّا مِنْ سُلْطانِكَ!}}
و چه اندازه حقیر است آنچه دیده مى شود در برابر آنچه از سلطنت تو براى ما ناپیداست!
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ ما اَسْبَغَ نِعَمَكَ فِى الدُّنْيا! وَ ما اَصْغَرَها فى نِعَمِ الاْخِرَةِ!}}
نعمتهایت در این دنیا چه گسترده و فراوان است! و با این حال در برابر نعمت آخرتت چقدر کوچک است!

{{تورفتگی:a:'''{{سرمه‌ای:مِنْـها}}'''}}
{{تورفتگی:a:'''{{سرمه‌ای:از این خطبه است درباره فرشتگان}}'''}}

<hr class="aye-hr">
{{نهج:مِنْ مَلائِكَة اَسْكَنْتَهُمْ سَمواتِكَ، وَ رَفَعْتَهُمْ عَنْ اَرْضِكَ، هُمْ اَعْلَمُ خَلْقِكَ بِكَ، }}
گروهى از ملائکه را در آسمانهایت سکونت داده اى، و از زمینت رفعت بخشیده اى، آنان داناترین مخلوقاتت به تو،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ اَخْوَفُهُمْ لَكَ، وَ اَقْرَبُهُمْ مِنْكَ. لَمْ يَسْكُنُوا الاَْصْلابَ،وَلَمْ يُضَمَّنُوا الاَْرْحامَ،}}
و خائف ترین آنها از تو، و مقرب ترینشان به تو هستند. ساکن اصلاب،و جاگرفته در رحم ها نبودند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج: وَلَمْ يُخْلَقُوا مِنْ ماء مَهين، وَلَمْ يَتَشَعَّبْهُمْ رَيْبُ الْمَنُونِ. }}
و از آب پست آفریده نشدند، و حوادث روزگار آنها را پراکنده نکرد.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ اِنَّهُمْ عَلى مَكانِهِمْ مِنْكَ، وَ مَنْزِلَتِهِمْ عِنْدَكَ، وَاسْتِجْماعِ اَهْوائِهِمْ فيكَ، }}
با این قرب و منزلتى که نزد تو دارند،و امیالى که بر محور وجود تو جمع کرده،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ كَثْرَةِ طاعَتِهِمْ لَكَ، وَ قِلَّةِ غَفْلَتِهِمْ عَنْ اَمْرِكَ،
}}
و طاعت بسیارى که براى تو انجام داده، و با اینکه نسبت به امر توغفلت کمترى دارند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:لَوْ عايَنُوا كُنْهَ ما خَفِىَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ لَحَقَّرُوا اَعْمالَهُمْ،وَلَزَرَوْا عَلى اَنْفُسِهِمْ، }}
اگر کنه حقیقت تو را که از آنان پنهان است ببینند بى شک اعمال خود را کوچک شمرده،و بر خود عیب گیرند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَلَعَرَفُوا اَنَّهُمْ لَمْ يَعْبُدُوكَ حَقَّ عِبادَتِكَ،وَ لَمْ يُطيعُوكَ حَقَّ طاعَتِكَ.}}
و به این معنا معرفت یابند که حقّ عبادت تو را به جاى نیاورده،و طاعتى که سزاوار توست انجام نداده اند.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:سُبْحانَكَ خالِقاً وَ مَعْبُوداً، بِحُسْنِ بَلائِكَ عِنْدَ خَلْقِكَ خَلَقْتَ داراً}}
منزّه آفریدگار و معبودى هستى، به نیکویى نعمتت بر بندگان است که سرایى (چون آخرت) به وجودآورده اى،
<hr class="aye-hr">
{{نهج: وَ جَعَلْتَ فيها مَأْدُبَةً: مَشْرَباً وَ مَطْعَماً، وَ اَزْواجاً وَ خَدَماً،}}
و در آن سفره اى قرارداده اى داراى آشامیدنى وخوردنى، و همسران و خدمتکاران،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ قُصُوراً وَ اَنْهاراً، وَ زُروعاً وَ ثِماراً; ثُمَّ اَرْسَلْتَ داعِياً يَدْعُو اِلَيْها.}}
و قصرها و نهرها، و زراعت ها و میوه ها; سپس دعوت کننده اى را فرستادى تا مردم را به آن دعوت کند.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:فَلاَ الدّاعِىَ اَجابُوا، وَلا فيما رَغَّبْتَ اِلَيْهِ رَغِبُوا، وَلا اِلى ما شَوَّقْتَ اِلَيْهِ اشْتاقُوا. }}
ولى نه دعوت کننده را پاسخ گفتند، و نه در آنچه ترغیب کردى رغبت نمودند، و نه به آنچه تشویق فرمودى مشتاق شدند.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:اَقْبَلُوا عَلى جيفَة قَدِ افْتَضَحُوا بِاَكْلِها، وَاصْطَلَحُوا عَلى حُبِّها،}}
به سوى مردارى رو کردند که با خوردنش رسوا شدند، و بر عشق به آن سازش نمودند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج: وَ مَنْ عَشِقَ شَيْئاً اَعْشى بَصَرَهُ، وَ اَمْرَضَ قَلْبَهُ، فَهُوَ يَنْظُرُ بِعَيْن غَيْرِ صَحيحَة، وَ يَسْمَعُ بِاُذُن غَيْرِ سَميعَة، }}
و هر که عاشق چیزى شود چشمش را کور، و دلش را بیمار مى کند، آن گاه با چشمى غیرسالم نظر مى کند، و با گوشى غیرشنوا مى شنود،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:قَدْ خَرَقَتِ الشَّهَواتُ عَقْلَهُ، وَ اَماتَتِ الدُّنْيا قَلْبَهُ، وَ وَلَّهَتْ عَلَيْها نَفْسَهُ،}}
خواهشهاى نفسانى عقلش را دریده، و دنیا دلش را میرانده، و او را بر امور مادى واله و شیدا نموده،
<hr class="aye-hr">
{{نهج: فَهُوَ عَبْدٌ لَها وَ لِمَنْ فى يَدِهِ شَىْءٌ مِنْها. حَيْثُما زالَتْ زالَ اِلَيْها، }}
از این رو او برده دنیاست و بنده کسى که اندکى از دنیا در اختیار دارد. دنیا به هر طرف بگردد او هم مى گردد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ حَيْثُما اَقْبَلَتْ اَقْبَلَ عَلَيْها. لايَنْزَجِرُ مِنَ اللّهِ بِزاجِر،وَلايَتَّعِظُ مِنْهُ بِواعِظ،}}
و به هر سوى روى کند او هم روى مى آورد. با پندهاى بازدارنده اى که از جانب خداست از گناه بازنمى ایستد، و از هیچ واعظ الهى پند نمى پذیرد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج: وَ هُوَ يَرَى الْمَأْخُوذينَ عَلى الْغِرَّةِ ــ حَيْثُ لا اِقالَةَ لَهُمْ وَ لا رَجْعَةَ ــ
}}
در صورتى که مردن ناگهانى مردم را ـ در نقطه اى که در آن نه فسخ عهدى ممکن است نه راه بازگشتى ـ مى بیند
<hr class="aye-hr">
{{نهج:كَيْف نَزَلَ بِهِمْ ما كانُوا يَجْهَلُونَ،}}
که چگونه پیشامدى که اطلاعى ازآن نداشتندبرآنان هجوم کرد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَجاءَهُمْ مِنْ فِراقِ الدُّنْيا ما كانُوا يَأْمَنُونَ، وَقَدِمُوا مِنَ الاْخِرَةِ عَلى ما كانُوا يُوعَـدُونَ.}}
و جدایى از دنیا که ایمن و خاطرجمع از آن بودند دامنگیرشان شد، و به آنچه از آخرت به آنان وعده داده مى شد وارد شدند.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:فَغَيْرُ مَوْصُوف ما نَزَلَ بِهِمْ: اِجْتَمَعَتْ عَلَيْهِمْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ وَ حَسْرَةُ الْفَوْتِ، }}
آنچه از بلا به سرشان آمد وصف شدنى نیست: سکرات مرگ و اندوه بر آنچه از دستشان رفته یکجا آنان را دربر گرفت،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:فَفَتَرَتْ لَها اَطْرافُهُمْ، وَ تَغَيَّرَتْ لَها اَلْوانُهُمْ.}}
اعضاء بدنشان در برابر آن سختیها به سستى گرایید، و رنگشان تغییر کرد.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:ثُمَّ ازْدادَ الْمَوْتُ فيهِمْ وُلُوجاً، فَحيلَ بَيْنَ اَحَدِهِمْ وَ بَيْنَ مَنْطِقِهِ،}}
سپس مرگ بیشتر در وجودشان نفوذ نمود، و بین آنان و سخن گفتنشان مانع شد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ اِنَّهُ لَبَيْنَ اَهْلِهِ يَنْظُرُ بِبَصَرِهِ، وَ يَسْمَعُ بِاُذُنِهِ، عَلى صِحَّة مِنْ عَقْلِهِ، وَ بَقاء مِنْ لُبِّهِ، }}
و آن محتضر در میان اهل بیتش با دیده اش مى بیند، و با گوشش مى شنود، در حالى که عقلش بجاست و فکرش باقى است،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:يُفَكِّرُ فيمَ اَفْنى عُمُرَهُ، وَ فيمَ اَذْهَبَ دَهْرَهُ، وَ يَتَذَكَّرُ اَمْوالاً جَمَعَها،}}
اندیشه مى کند که عمرش را در چه راهى به باد داده، و روزگارش را کجا برده، به یاد مى آورد ثروتى راکه جمع کرده،
<hr class="aye-hr">
{{نهج: اَغْمَضَ فى مَطالِبِها، وَ اَخَذَها مِنْ مُصَرَّحاتِها وَ مُشْتَبِهاتِها.}}
و در به دست آوردنش توجه به حلال و حرام ننموده، و از جایى که حلال و حرامش برخى روشن و برخى مشتبه بوده به چنگ زده،
<hr class="aye-hr">
{{نهج: قَدْ لَزِمَتْهُ تَبِعاتُ جَمْعِها،وَ اَشْرَفَ عَلى فِراقِها
}}
و فعلاً پایبند گناه جمع آورى آن ثروت است،و مشرِف بر جدا شدن از آن شده،
<hr class="aye-hr">
{{نهج: تَبْقى لِمَنْ وَراءَهُ يَنْعَمُونَ فيها، وَ يَتَمَتَّعُونَ بِها}}
ثروتى که براى وارثان مى ماند و در آن خوش مى گذرانند و از آن بهره مند مى شوند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:فَيَكُونُ الْمَهْنَاُ لِغَيْرِهِ، وَالْعِبْءُ عَلى ظَهْرِهِ، وَالْمَرْءُ قَدْ غَلِقَتْ رُهُونُهُ بِها. }}
راحتى آن نعمت براى وارث و بار مسئولیت آن بر دوش اوست، و او در گرو این ثروت است.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:فَهُوَ يَعَضُّ يَدَهُ نَدامَةً عَلى ما اَصْحَرَ لَهُ عِنْدَ الْمَوْتِ مِنْ اَمْرِهِ، }}
در پى آنچه وقت مردن برایش ظاهر مى شود از حسرت دست به دندان مى گزد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ يَزهَدُ فيما كانَ يَرْغَبُ فيهِ اَيّامَ عُمُرِهِ، }}
و به آنچه در ایّام عمرش به آن رغبت داشته بى میل مى شود،
<hr class="aye-hr">
{{نهج: وَ يَتَمَنّى اَنَّ الَّذى كانَ يَغْبِطُهُ بِها وَ يَحْسُدُهُ عَلَيْها قَدْ حازَها دُونَهُ.}}
و آرزو مى کند اى کاش آن کسى که قبل از این به ثروت او غبطه مى خورد و به خاطر آن به او حسد مى وزرید آن ثروت را به جاى او گردآورده بود.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:فَلَمْ يَزَلِ الْمَوْتُ يُبالِغُ فى جَسَدِهِ حَتّى خالَطَ لِسانُهُ سَمْعَهُ،}}
آن گاه مرگ در غلبه بر بدنش چندان پیش مى رود که دیگر گوشش مانند زبانش از کار مى ایستد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:فَصارَ بَيْنَ اَهْلِهِ لايَنْطِقُ بِلِسانِهِ، وَ لايَسْمَعُ بِسَمْعِهِ، يُرَدِّدُ طَرْفَهُ بِالنَّظَرِ فى وُجُوهِهِمْ، }}
در حالى که میان خانواده اش مى ماند که قدرت سخن گفتن و قوت شنیدن ندارد، دیده به چهره اهل و عیالش مى گرداند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:يَرى حَرَكاتِ اَلْسِنَتِهِمْ، وَ لايَسْمَعُ رَجْعَ كَلامِهِمْ. }}
حرکات زبانشان را مى بیند ولى صداى کلام آنان را نمى شنود.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:ثُمَّ ازْدادَ الْمَوْتُ الْتِياطاً بِهِ، فَقُبِضَ بَصَرُهُ كَما قُبِضَ سَمْعُهُ، }}
سپس پنجه مرگ با او گلاویز مى شود، چشم او نیز مانند گوشش از کار مى افتد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ خَرَجَتِ الرُّوحُ مِنْ جَسَدِهِ، فَصارَ جيفَةً بَيْنَ اَهْلِهِ، }}
و روح از بدنش بیرون مى رود، و لاشه اى شده بین خانواده اش مى افتد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:قَدْ اَوْحَشُوا مِنْ جانِبهِ، وَ تَباعَدُوا مِنْ قُرْبِهِ، لا يُسْعِدُ باكِياً،}}
به طورى که از نشستن نزد او وحشت مى کنند، و از نزدیک شدن به او دورى مى جویند، گریه کننده اش را همراهى نمى کند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ لايُجيبُ داعِياً. ثُمَّ حَمَلُوهُ اِلى مَخَطٍّ فِى الاَْرْضِ،}}
و قدرت پاسخ دادن به آن که صدایش مى کند ندارد. آن گاه او را با دوش برداشته به خانه قبر مى برند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:فَاَسْلَمُوهُ فيهِ اِلى عَمَلِهِ، وَ انْقَطَعُوا عَنْ زَوْرَتِهِ.}}
و وى را در آنجا به عملش سپرده و براى همیشه از دیدار او محروم مى مانند.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:حَتّى اِذا بَلَغَ الْكِتابُ اَجْلَهُ، وَالاَْمْرُ مَقاديرَهُ، وَاُلْحِقَ آخِرُ الْخَلْقِ بِاَوَّلِهِ،}}
تا زمانى که مدت معلوم شده جهان سرآید، و مقدّرات پایان پذیرد، و آخرین موجود به وسیله مرگ به اولین موجود ملحق گردد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج: وَ جاءَ مِنْ اَمْرِاللّهِ ما يُريدُهُ مِنْ تَجْديدِ خَلْقِهِ، اَمادَ السَّماءَ وَ فَطَرَها، }}
و فرمان حق در راستاى خواست او در رابطه با تجدید خلقت فرا رسد، آسمان را به حرکت آورد و بشکافد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ اَرَجَّ الاَْرْضَ وَ اَرْجَفَها، وَ قَلَعَ جِبالَها وَ نَسَفَها،}}
زمین را با لرزه سختى به جنبش آورد، کوههاى آن را از جا کنده و پراکنده سازد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ دَكَّ بَعْضُها بَعْضاً مِنْ هَيْبَةِ جَلالَتِهِ وَ مَخُوفِ سَطْوَتِهِ، }}
به طورى که از هیبت جلال و از خوف سطوتش پاره هاى آنها به هم کوبیده شوند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ اَخْرَجَ مَنْ فيها، فَجَدَّدَهُمْ بَعْدَ اِخْلاقِهِمْ، وَ جَمَعَهُمْ بَعْدَ تَفَرُّقِهِمْ. }}
و هر که را در دل زمین است بیرون آرد، و بعد از کهنه شدن نو سازد، و پس از پراکندگى جمع نماید.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:ثُمَّ مَيَّزَهُمْ لِما يُريدُ مِنْ مُساءَلَتِهِمْ عَنْ خَفايَا الاَْعْمالِ وَ خَبايَا الاَْفْعالِ، }}
آن گاه آنان را براى آنچه در نظر دارد: از پرسش اعمال مخفى شان و کارهاى پنهانشان از هم جدا ساخته،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ جَعَلَهُمْ فَريقَيْنِ: اَنْعَمَ عَلى هؤُلاءِ، وَ انْتَقَمَ مِنْ هؤُلاءِ.}}
و بر دو دسته تقسیم کند: به گروهى نعمت بخشد، و از گروه دیگر انتقام گیرد.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:فَاَمّا اَهْلُ الطّاعَةِ فَاَثابَهُمْ بِجِوارِهِ، وَ خَلَّدَهُمْ فى دارِهِ،}}
فرمانبرداران را در جوار خویش پاداش دهد، و در خانه بهشتش جاودانه دارد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:حَيثُ لايَظْعَنُ النُّزّالُ، وَلا تَتَغَيَّرُ بِهِمُ الْحالُ، وَلاتَنُوبُهُمُ الاَْفْزاعُ،}}
خانه اى که مقیمانش از آن کوچ نکنند، و احوالشان تغییر ننماید، و اندوه و ترس به آنان رو نیاورد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَلاتَنالُهُمُ الاَْسْقامُ، وَلا تَعْرِضُ لَهُمُ الاَْخْطارُ، وَلا تُشْخِصُهُمُ الاَْسْفارُ.}}
و بیمارى به آنان نرسد، و خطرات متوجه آنان نشود، و سفرى آنها را از خانه خود بیرون نبـرد.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ اَمّا اَهْلُ الْمَعْصِيَةِ فَاَنْزَلَهُمْ شَرَّ دار، وَ غَلَّ الاَْيْدِىَ اِلَى الاَْعْناقِ،}}
اما اهل گناه را به بدترین خانه وارد سازد، و دست آنها را با غل به گردنشان ببندد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ قَرَنَ النَّواصِىَ بِالاَْقْدامِ، وَاَلْبَسَهُمْ سَرابيلَ الْقَطِرانِ، وَ مُقَطَّعاتِ النّيرانِ،}}
و سرشان را به پایشان گره زند، و پیراهنى از ماده بد بو، و جامه اى از پاره هاى آتش به آنان بپوشاند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج: فى عَذاب قَدِ اشْتَدَّ حَرُّهُ، وَ باب قَدْ اُطْبِقَ عَلى اَهْلِهِ،}}
در آتشى که حرارتش بسیار شدید، و درب آن به روى اهلش بسته است،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:فى نار لَها كَلَبٌ وَ لَجَبٌ، وَ لَهَبٌ ساطِعٌ، وَ قَصيفٌ هائِلٌ، لايَظْعَنُ مُقيمُها،}}
آتشى که هیجان و فریاد و زبانه اى بلند دارد، و نعره اش هول انگیز است، مقیمش بیرون نرود،
<hr class="aye-hr">
{{نهج: وَلا يُفادى اَسيرُها، وَ لاتُفْصَمُ كُبُولُها. }}
و از اسیرش غرامت قبول نگردد، و زنجیرهایش گسسته نشود،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:لا مُدَّةَ لِلدّارِ فَتَفْنى، وَلا اَجَلَ لِلْقَوْمِ فَيُقْضى.
}}
نه آن خانه را مدتى است که سرآید، و نه آن دوزخیان را اجلى که به پایان رسد.

{{تورفتگی:a:'''{{سرمه‌ای:وَ مِنْها فى ذِكْرِ النَّبِىِّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِه}}'''}}
{{تورفتگی:a:'''{{سرمه‌ای:قسمتى از این خطبه درباره پیامبر صلّى اللّه علیه وآله}}'''}}
<hr class="aye-hr">
{{نهج:قَدْ حَقَّرَ الدُّنْيا وَ صَغَّرَها، وَ اَهْوَنَ بِها وَ هَوَّنَها، }}
رسول حق دنیا را حقیر و کوچک شمرد، و پَستش دانست و نزد دیگران خوار نمود،<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ عَلِمَ اَنَّ اللّهَ زَواها عَنْهُ اخْتِياراً
}}
مى دانست که خداوند با اختیار خود دنیا را از او دور کرد
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ بَسَطَها لِغَيْرِهِ احْتِقاراً. فَاَعْرَضَ عَنِ الدُّنْيا بِقَلْبِهِ،}}
و به خاطر حقارتش آن را براى دیگران گشاده ساخت. پس او با قلبش از دنیا روى گرداند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج: وَ اَماتَ ذِكْرَها عَنْ نَفْسِهِ، وَ اَحَبَّ اَنْ تَغيبَ زينَتُها عَنْ عَيْنِهِ،}}
و یادش را از باطن خود میراند، و عاشق غایب شدن زینتش از مقابل خود بود،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:لِكَيْلا يَتَّخِذَ مِنْها رِياشاً، اَوْ يَرْجُوَ فيها مُقاماً. بَلَّغَ عَنْ رَبِّهِ}}
تا از آن لباس آرایشى برنگیرد، یا اقامت در آن را هوس ننماید. در رساندن احکام از جانب خدا براى قطع
<hr class="aye-hr">
{{نهج:مُعْذِراً، وَ نَصَحَ لاُِمَّتِهِ مُنْذِراً، }}
عذر مردم کوشید، و براى مردم با ترساندن از عذاب خیرخواهى نمود،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ دَعا اِلَى الْجَنَّةِ مُبَشِّراً،وَ خَوَّفَ مِنَ النّارِ مُحَذِّراً.
}}
و با مژده هایى که داد به بهشت دعوت فرمود و با تهدیدهایى که کرد از آتش ترسانـد.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:نَحْنُ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ، وَ مَحَطُّ الرِّسالَةِ، وَ مُخْتَلَفُ الْمَلائِكَةِ،}}
ما درخت نبوت، و جایگاه رسالت، و محل رفت و آمد ملائکه،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ مَعادِنُ الْعِلْمِ، وَ يَنابيعُ الْحُكْمِ. ناصِرُنا وَ مُحِبُّنا يَنْتَظِرُ الرَّحْمَةَ،}}
و معادن دانش، و چشمه هاى حکمتیم. یار و عاشق ما منتظر رحمت،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ عَدُوُّنا وَ مُبْغِضُنا يَنْتَظِرُ السَّطْوَةَ.}}
و دشمن و کینه توز ما در انتظار عقوبت است.

نام کتاب : نهج البلاغه نویسنده : نهج البلاغه    جلد : 1  صفحه : 108
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست