responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : نهج البلاغه نویسنده : نهج البلاغه    جلد : 1  صفحه : 110

نهج‌البلاغه: خطبه 110

{{تورفتگی:a:'''{{سرمه‌ای:وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ}}'''}}
{{تورفتگی:a:'''{{سرمه‌ای:از خطبه هاى آن حضرت است در نکوهش دنیا}}'''}}

<hr class="aye-hr">
{{نهج:اَمّا بَعْدُ، فَاِنّى اُحَذِّرُكُمُ الدُّنْيا، فَاِنَّها حُلْوَةٌ خَضِرَةٌ، حُفَّتْ بِالشَّهَواتِ،}}
اما بعد، شما را از دنیا مى ترسانم، که شیرین و سرسبز مى نماید، پوشیده به شهوات است،
<hr class="aye-hr">
{{نهج: وَ تَحَبَّبَتْ بِالْعاجِلَةِ، وَ راقَتْ بِالْقَليلِ، وَ تَحَلَّتْ بِالاْمالِ،}}
و خود را با نقد بودنش محبوب کرده، با موجودى اندکش جلب نظر مى کند، خود را با آرزوها
وَ تَزَيَّنَتْ بِالْغُرُورِ، لاتَدُومُ حَبْرَتُها، وَلا تُؤْمَنُ فَجْعَتُها،
و با زیور غرور آراسته کرده، شادیش دوام ندارد، و از درد و اندوهش امانى نیست، آرایش داده،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:غَرّارَةٌ ضَرّارَةٌ، حائِلَةٌ زائِلَهٌ، نافِدَةٌ بائِدَةٌ، اَكّالَةٌ غَوّالَةٌ،}}
در شدت فریبندگى و زیانبارى، و در تغییر و زوال پذیرى است، فناشونده و نابودشدنى است، شکمباره اى هلاک کننده است،
<hr class="aye-hr">
{{نهج: لا تَعْدُو ــ اِذا تَناهَتْ اِلى اُمْنِيَّةِ اَهْلِ الرَّغْبَةِ فيها وَ الرِّضاءِ بها ــ}}
آن گاه که آرزوى دنیاپرستان و مردمان دلبسته به آن درباره آن به نهایت رسد
<hr class="aye-hr">
{{نهج: اَنْ تَكُونَ كَما قالَ اللّهُ تَعالى سُبْحانَهُ: }}
بیش از آنچه خداوند در قرآن فرموده نخواهد بود:
<hr class="aye-hr">
{{نهج:«كَماء اَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الاَْرْضِ فَاَصْبَحَ هَشيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ وَ كانَ اللّهُ عَلى كُلِّ شَىْء مُقْتَدِراً».}}
«حیات دنیا مانند آبى است که از آسمان نازل کردیم، پس روییدنى زمین با آن درآمیخت، سپس آن روییدنى خشک وخرد شده و بادها آن را پراکنده مى سازد،و خداوند بر همه چیز تواناست».
<hr class="aye-hr">
{{نهج:لَمْ يَكُنِ امْرُؤٌ مِنْها فى حَبْرَة اِلاّ اَعْقَبَتْهُ بَعْدَها عَبْرَةً، }}
احدى از دنیا شادمان نشد مگر اینکه گریه و اندوه را به دنبالش فرستاد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَلَمْ يَلْقَ مِنْ سَرّائِها بَطْناً اِلاّ مَنَحَتْهُ مِنْ ضَرّائِها ظَهْراً، وَلَمْ تَطُلَّهُ فيها ديمَةُ رَخاء}}
و به کسى روى خوش نشان نداد مگر اینکه با سختى و ناراحتى به او پشت کرد، و باران راحتى بر کسى نبارید
<hr class="aye-hr">
{{نهج:اِلاّ هَتَنَتْ عَلَيْهِ مُزْنَةُ بَلاء. وَ حَرِىٌّ اِذا اَصْبَحَتْ لَهُ مُنْتَصِرَةً اَنْ تُمْسِىَ لَهُ مُتَنَكِّرَةً. }}
مگر اینکه با رگبارى از بلا به او هجوم کرد. شایسته است که چون در روز روشن یار کسى شود به وقت شب به صورت ناشناس رخ نماید.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ اِنْ جانِبٌ مِنْهَا اعْذَوْذَبَ وَاحْلَوْلى اَمَرَّ مِنْها جانِبٌ فَاَوْبى.}}
اگر جانبى از آن شیرین باشد جانب دیگرش تلخ و وباخیز است.
<hr class="aye-hr">
{{نهج: لايَنالُ امْرُؤٌ مِنْ غَضارَتِها رَغَباً اِلاّ اَرْهَقَتْهُ مِنْ نَوائِبِهاتَعَباً، }}
کسى از خوشى اش برخوردار نشود مگر اینکه از بلاهایش رنج و سختى ببیند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَلا يُمْسى مِنْها فى جَناحِ اَمْن اِلاّ اَصْبَحَ عَلى قَوادِمِ خَوْف.
}}
و شبى در امن و راحت در آن به سر نبرد مگر اینکه صبح بر بال خوف و ترس آن بنشیند.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:غَرّارَةٌ غُرُورٌ ما فيها، فانِيَةٌ فَان مَنْ عَلَيْها.}}
هم خود بسیار فریبنده است و هم آنچه در آن است، نابودشدنى است و هر که روى آن است رو به فناست.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:لا خَيْرَ فى شَىْء مِنْ اَزْوادِها اِلاَّ التَّقْوى. مَنْ اَقَلَّ مِنْهَا اسْتَكْثَرَ مِمّا يُؤْمِنُهُ، }}
جز تقوا در هیچ توشه آن خیرى نیست. آن که به کم آن قناعت ورزید بسیارى از عوامل امنیّت را به دست آورد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ مَنِ اسْتَكْثَرَ مِنْهَا اسْتَكْثَرَ مِمّا يُوبِقُهُ، وَ زالَ عَمّا قَليل عَنْهُ.}}
و هر کس رو به انبوهش آورد بر علل هلاکت خود افزود، و آنچه به دست آورد به زودى از دست او برود.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:كَمْ مِنْ واثِق بها قَدْ فَجَعَتْهُ، وَ ذى طُمَأْنينَة اِلَيْها}}
بسا کس که به دنیا اعتماد کرد و به ناگاه مزه ناگوارى را به او چشاند، و بسا صاحب اطمینان به دنیا که ناگهان
<hr class="aye-hr">
{{نهج:قَدْ صَرَعَتْهُ، وَ ذى اُبَّهَة قَدْ جَعَلَتْهُ حَقيراً، وَ ذى نَخْوَة قَدْ رَدَّتْهُ ذَليلاً. }}
او را به خاک و خون درانداخت. چه بسیار مقام دارى که دنیا اوراکوچک ساخت، وآلوده به کبر و نخوتى که دنیا او را به ذلّت کشید.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:سُلْطانُها دُوَلٌ، وَ عَيْشُها رَنِقٌ، وَ عَذْبُها اُجاجٌ،}}
سلطنتش دست به دست مى گردد، عیشش تیره، خوشیش ناگوار،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ حُلْوُها صَبِرٌ، وَ غِذاؤُها سِمامٌ، وَ اَسْبابُها رِمامٌ. حَيُّها بِعَرَضِ مَوْت، }}
شیرینش تلخ، طعامش سم، و طنابش پوسیده است. زنده اش در معرض مرگ،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ صَحيحُها بِعَرَضِ سُقْم. مُلْكُها مَسْلُوبٌ، وَ عَزيزُها مَغْلُوبٌ، وَ مَوْفُورُها مَنْكُوبٌ، وَجارُها مَحْرُوبٌ.}}
تندرستش در مسیر بیمارى است. حکومتش بر باد، عزیزش مغلوب، صاحب ثروت فراوانش منکوب، و همسایه اش در معرض غارت است.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:اَلَسْتُمْ فى مَساكِنِ مَنْ كانَ قَبْلَكُمْ اَطْوَلَ اَعْماراً، وَ اَبْقى آثاراً،}}
آیا شما در مساکن پیشینیان قرار نگرفته اید که عمرشان از شما طولانى تر، و آثارشان پایدارتر،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ اَبْعَدَ آمالاً، وَ اَعَدَّ عَديداً، وَ اَكْثَفَ جُنُوداً؟}}
و آرزوهایشان درازتر، و عددشان بیشتر، و لشگرشان انبوه تر بود؟
<hr class="aye-hr">
{{نهج: تَعَبَّدُوا لِلدُّنْيا اَىَّ تَعَبُّد! وَ آثَرُوها اَىَّ ايثار! ثُمَّ ظَعَنُوا عَنْها بِغَيْرِ زاد مُبَلِّغ، وَلا ظَهْر قاطِع. فَ}}
دنیا را پرستیدند چه پرستیدنى! و بر آخرت مقدم داشتند چه مقدم داشتنى! آن گاه از دنیا کوچ کردند بدون زاد و توشه اى که آنان را به مقصد رساند، و منهاى مرکبى که طىّ سفر کند.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:هَلْ بَلَغَكُمْ اَنَّ الدُّنْيا سَخَتْ لَهُمْ نَفْساً بِفِدْيَة؟ }}
آیا خبرى به شما رسیده که دنیا در برابر آن همه ضررى که به آنان رسانده از خود فدیه اى به آنان داده؟
<hr class="aye-hr">
{{نهج:اَوْ اَعانَتْهُمْ بِمَعُونَة؟ اَوْ اَحْسَنَتْ لَهُمْ صُحْبَةً؟
}}
یا کمکى به آنان نموده؟ و یا براى آنان همنشین خوبى بوده است؟
<hr class="aye-hr">
{{نهج:بَلْ اَرْهَقَتْهُمْ بِالْقَوادِحِ، وَ اَوْهَنَتْهُمْ بِالْقَوارِعِ،}}
نه، بلکه آنان را به مصائب سختى گرفتار کرد، و به حادثه هاى کوبنده بنیان زندگى شان را سست گرداند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ ضَعْضَعَتْهُمْ بِالنَّوائِبِ، وَ عَفَّرَتْهُمْ لِلْمَناخِرِ، وَ وَطِئَتْهُمْ بِالْمَناسِمِ،}}
با بلاهاى جانکاه خوارشان نمود، و بینى آنان را به خاک مالید، و زیر سُمهاى خود لگدمالشان کرد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ اَعانَتْ عَلَيْهِمْ رَيْبَ الْمَنُونِ. فَقَدْ رَاَيْتُمْ تَنَكُّرَها لِمَنْ دانَ لَها،}}
و گردش روزگار را به ضرر آن چرخاند. شما ناسازگارى دنیا را با آن که در برابر او گردن نهاد،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ آثَرَها وَ اَخْلَدَ اِلَيْها، حَتّى ظَعَنُوا عَنْها لِفِراقِ الاَْبَدِ، }}
و آن را بر آخرت مقدم داشت و بر آن به خیال خود تکیه دائمى کرد دیدید تا کار به جایى رسید که براى جدایى ابدى از دنیا کوچ کردند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ هَلْ زَوَّدَتْهُمْ اِلاَّ السَّغَبَ؟ اَوْ اَحَلَّتْهُمْ اِلاَّ الضَّنْكَ؟}}
آیا جز گرسنگى زاد و توشه اى، و جز تنگى و مضیقه چیزى،
<hr class="aye-hr">
{{نهج: اَوْ نَوَّرَتْ لَهُمْ اِلاَّ الظُّلْمَةَ؟ اَوْ اَعْقَبَتْهُمْ اِلاَّ النَّدامَةَ؟ اَفَهذِهِ تُؤْثِرُونَ؟}}
و غیر تاریکى نورى به آنان نشان داد؟ یا به دنبال آنان جز ندامت روانه ساخت؟ آیا چنین دنیایى را بر همه چیز مقدم مى دارید،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:اَمْ اِلَيْها تَطْمَئِنُّونَ؟! اَمْ عَلَيْها تَحْرِصُونَ؟ فَبِئْسَتِ الدّارُ لِمَنْ}}
یا به آن تکیه مى کنید؟ یا بر آن حرص مى ورزید؟!دنیا بد خانه اى است براى کسى که به آن
<hr class="aye-hr">
{{نهج:لَمْ يَتَّهِمْها، وَلَمْ يَكُنْ فيها عَلى وَجَل مِنْها.}}
بد گمان نباشد، و در مسکن گزیدن در آن ترسى نداشته باشد.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:فَاعْلَمُوا ــ وَ اَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ــ بِاَنَّكُمْ تارِكُوها وَ ظاعِنُونَ عَنْها،}}
بدانید ـ و خوب مى دانید ـ که عاقبت دنیا را ترک مى کنید و از آن کوچ مى نمایید،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَاتَّعِظُوا فيها بِالَّذينَ قالُوا:«مَنْ اَشَدُّ مِنّا قُوَّةً؟!» حُمِلُوا اِلى قُبُورِهِمْ فَلايُدْعَوْنَ رُكْباناً، }}
باید در دنیا از آنان که مى گفتند: «چه کسى از مانیرومندتر است؟!» پندبگیرید،که آنان به قبرهابرده شدند درحالى که درسوارشدن ازخوداراده نداشتند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ اُنْزِلُوا الاَْجْداثَ فَلايُدْعَوْنَ ضيفاناً،}}
و درشکاف زمین فرودشان آوردندبدون اینکه به عنوان مهمان دعوت شده باشند،
وَ جُعِلَ لَهُمْ مِنَ الصَّفيحِ اَجْنانٌ، وَ مِنَ التُّرابِ اَكْفانٌ، وَ مِنَ الرُّفاتِ جيرانٌ.
و براى آنان در دل سنگلاخ قبرها، و از خاکْ کفن ها، و از استخوانهاى پوسیده همسایگان ساختند.
<hr class="aye-hr">
{{نهج:فَهُمْ جيرَةٌ لايُجيبُونَ داعِياً، وَ لايَمْنَعُونَ ضَيْماً،}}
همسایگانى هستند که هیچ خواننده اى را جواب نمى دهند، و ستمى را نسبت به همسایه مانع نمى شوند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَلا يُبالُونَ مَنْدَبَةً، اِنْ جيدُوا لَمْ يَفْرَحُوا، وَ اِنْ قُحِطُوا لَمْ يَقْنَطُوا،}}
و به گریه و ناله اعتنا نمى کنند، اگر بارانى به قبرشان ببارد شاد نگردند، و اگر خشکسالى شود ناامید نشوند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:جَميعٌ وَ هُمْ آحادٌ، وَ جيرَةٌ وَ هُمْ اَبْعادٌ. مُتَدانُون لايَتَزاوَرُونَ،}}
جمعند ولى تنهایند، همسایه اند ولى از هم دورند، نزدیکند ولى به زیارت هم نمى روند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ قَريبُونَ لايَتَقارَبُونَ، حُلَماءُ قَدْ ذَهَبَتْ اَضْغانُهُمْ، وَ جُهَلاءُ قَدْ ماتَتْ اَحْقادُهُمْ، }}
خویشند ولى اظهار خویشى نمى کنند، بردبارانى هستند که دشمنى در دل ندارند، و جاهلانى که کینه هایشان برطرف شده،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:لايُخْشى فَجْعُهُمْ، وَلا يُرْجى دَفْعُهُمْ، اِسْتَبْدَلُوا بِظَهْرِ الاَْرْضِ بَطْناً، وَ بِالسَّعَةِ ضيقاً، }}
از زیان آنان ترسى در کار نیست، و به دفاع آنان امیدى نمى باشد، درون زمین را به جاى روى زمین انتخاب کردند، و خانه تنگ قبر را در عوض خانه وسیع،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:وَ بِالاَْهْلِ غُرْبَةً، وَ بِالنُّورِ ظُلْمَةً. فَجاءُوها كَما فارَقُوها، حُفاةً عُراةً،}}
و غربت را به جاى بستگان،و تاریکى را به جاى روشنایى. برهنه و عریان به مانند روزى که از دنیا مفارقت کردند به صحنه محشر بازآمدند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:قَدْ ظَعَنُوا عَنْها بِاَعْمالِهِمْ اِلَى الْحَيْاةِ الدّائِمَةِ وَالدّارِ الْباقِيَةِ، كَما قالَ سُبْحانَهُ: }}
از دنیا با اعمال خود به سوى حیات جاودانى و سراى همیشگى کوچ نمودند،
<hr class="aye-hr">
{{نهج:«كَما بَدَأْنا اَوَّلَ خَلْق نُعيدُهُ، وَعْداً عَلَيْنا اِنّا كُنّا فاعِلينَ».}}
چنانکه خداوند سبحان فرمود: «همچنان که آنها را در آغاز آفریدیم بازشان گردانیم، این وعده حتمى ماست که انجام مى دهیم».

نام کتاب : نهج البلاغه نویسنده : نهج البلاغه    جلد : 1  صفحه : 110
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست