نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 520
می داد ولی هنگامی که امام شافعی به بغداد آمد، ابوثور از نظریه و اعتقاد خود به قیاس منصرف و به حدیث روی آورد. سپس به جهات متعدد از تعالیم شافعی روی گرداند و نظریات خاص خود را ارائه ومذهب جدیدی را عرضه کرد. این مذهب در ارمنستان و آذربایجان گسترش یافت و تا قرن چهارم هجری پابرجا بود.
وی آثار بسیاری دارد که از جمله آنها کتابی است که موارد اختلاف میان مذهب مالک و شافعی را ذکر کرده است. او در همین کتاب به معرفی مذهب خویش نیز پرداخته است. او در کتاب های خود تمایل بیشتری به مذهب شافعی از خود نشان می دهد. از آثار او چیزی به دست ما نرسیده است.[1]
ابوعَمَیْثَلْ
عبدالله بن خلید بن سعد بادیه نشین بود. او ریشه ایرانی داشت و از مردم ری و غلامِ جعفر بن سلیمان عباسی بود. جعفر، عبدالله را به عمیثل ملقب ساخت. (عمیثل در لغت اسبی را گویند که موهای دم او آویخته باشد و با تکبر راه رود; هم چنین یکی از نام های شیر است.) عبدالله به تشکیلات حکومتی امیر، طاهر بن حسین پیوست. طاهر او را به منشیگری برگزید واو را بر آن داشت تا به تعلیم و تربیتِ پسرش عبدالله بپردازد. از این رو، او در خراسان اقامت گزید. وی شاعری زبان آور و بدیهه گویی سریع بود.
گویند روزی به دیدار عبدالله بن طاهر آمد و دست او را بوسید. عبدالله به شوخی به او گفت: با موی سبیلت دستم را خراشیدی. ابوعمیثل فی البداهه در پاسخ گفت: تیغ خارپشت به چنگال شیر آسیب نمی رساند. عبدالله این پاسخ جالب را پسندید و دستور داد تا به او جایزه ای پربها بدهند.
هم چنین گویند روزی او قصد داشت به دیدار عبدالله بن طاهر آید. حاجب جلوگیری کرد. او چنین سرود:
«این درگاه را تا زمانی که اذن ورودش را چنین می بینم، ترک خواهم کرد; تا این که کمی از سخت گیری آن کاسته شود.
اگر روزی راهی برای ورود نیابم، حتماً راهی برای ترک دیدار پیدا می کنم.»[2]
افلح بن عبدالوهاب اباضی
افلح بن عبدالوهاب بن عبدالرحمان بن رستم، سومین امام حکومت رستمیان اباضی در «تاهرت» الجزایر بود. در سال 190 ق و در روز مرگ پدرش با وی به عنوان امام بیعت شد. او فردی با اراده و دوراندیش بود و در کارهای مملکتی دقت عمل داشت. با این احوال، شورش و جنگ ها علیه او فزونی گرفت. عبدالاعلی خلف بن سمح بن ابی الخطاب به طمع دست یابی به منصب امامت بر او شورید. هم چنین قبایلی چند بر او طغیان کردند; ولی افلح بر تمامی شورشیان پیروز شد.
او امویان اندلس راتأیید می کرد. از نشانه های این تأیید آن بود که در سال 139 ق شهر «عباسیّه» را ـ که توسط محمد بن ابراهیم بن اغلب و در نزدیکی «تاهرت» ساخته شده بود ـ به آتش کشید. شایان ذکر است که اغلبیان از حامیان و مؤیدان حکومت بنی عباس بودند. چون حاکم اندلس عبدالرحمان اوسط از این واقعه، باخبر شد و از عملکرد افلح آگاهی یافت، یک صد هزار درهم برای او فرستاد. افلحهم چنین فردی فقیه و ادیب بود و آثاری در شعر و نثر دارد. امامت او پنج سال طول کشید. وی در سال 240 ق درگذشت.[3]
جعفر اسماعیلی
جعفر بن محمد بن اسماعیل حسینی طالبی، به اعتقاد اسماعیلیه دومین امام مخفی به حساب می آید. گویند: وی پس از پدرش ـ محمد (مکتوم اول) ـ حایز منصب امامت شد. او را با نام مستعار «مصدق» می خواندند. این نام گذاری به سبب خطری بود که از سوی عباسیان متوجه وی می شد. حکّام فاطمی مصر و مغرب به او منسوبند.[4]
خلیفة بن خیاط
ابوعمرو، خلیفة بن خیاط بن ابی هبیره خلیفه لیثی عصفری ملقب به «شباب»، در بصره و در خاندان علم و دانش بزرگ شد. پدربزرگ او، ابوهبیره خلیفه خود از محدثینی بود که حدیث را از محدثان بزرگ عصر خود شنید و بزرگانی نیز از وی حدیث روایت کرده اند. پدر وی نیز از محدثان بود. خلیفه دانش خود را اعم از علوم قرآن، حدیث، انساب و اخبار گذشتگان از استادان بزرگ زمان خود فرا گرفت. بزرگانی مانند محمد بن اسماعیل بخاری و عبدالله بن احمد بن حنبل و ابویعلای موصلی و دیگران از او نقل حدیث کرده اند. گویند: بقیّ بن مخلد قرطبی متوفای سال 276 ق نزد او رفت و کتابِ معروف به تاریخ خلیفة بن خیاط را از او روایت کرد.
ابنخلّکان نیز در احوالات خلیفه می نویسد: او حافظ، آگاه به تاریخ و روزگار مردم بود و دانشی سرشار داشت. از تألیفات او می توان الطبقات، التاریخ، طبقات القراء، تاریخ الزّمنی والعرجان والمرضی والعمیان و اجزاء القرآن واعشاره واسباعه وآیاته را نام برد. ولی از تألیفات او جز دو کتاب الطبقات و التاریخ به دست ما نرسیده است. کتاب تاریخ وی با تحقیق «دکتر اکرم ضیاء العمری» استاد تاریخ اسلامی دانشکده ادبیات دانشگاه بغداد به چاپ رسیده است. ابنخلکان، سال 230 ق و ابنعساکر سال 240 ق را سال فوت او دانسته اند.[5]
زینب حسینیه
زینب دختر یحیی بن زید بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب، بانویی اصیل و از خاندان علی، عابد و پرهیزگار بود. آن بانو در مصر درگذشت و در محلی مجاور قبر عمرو بن عاص مدفون گردید.[6]
[1] . طبقات فقهاء الشافعی، ص 22 ; وفیات الاعیان، ج 1، ص 7 ; طبقات السبکی، ج 1، ص 227 ; شذرات الذهب، ج 2، ص 93.
[2] . الاعلام زرکلی، ج 4، ص 215 ; ابن ندیم، ص 72 ; وفیات الاعیان، ج 1، ص 262.
[3] . تاریخ الجزائر العام، ج 1، ص 198 ; فرّوخ، تاریخ الأدب العربی، ج 4، ص 108.
[5] . پیش گفتار «دکتر العمری» بر کتاب تاریخ خلیفة بن خیاط، ص 5 ; وفیات الاعیان، ج 2، ص 243 ; البدایة والنهایه، ج 10، ص 322 ; تهذیب التهذیب، ج 3، ص 160 ; تذکرة الحفّاظ، ج 2، ص 436.
[6] . الاعلام زرکلی، ج 3، ص 109 ; اعلام النساء، ج 2، ص 123.
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 520