نام کتاب : BOK29763 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 320
- {aمسأله 1952 - a}كسى كه بدهكار است ونمىتواند بدهى خود را بدهد، اگرچه مخارج سال خود را داشته باشد، مىتواند براى دادن قرض خود زكاة بگيرد ولىبايد مالى را كه قرض كرده در معصيت خرج نكرده باشد، يا اگر در معصيت خرج كرده، از آن معصيت توبه كرده باشد به شرط آن كه از سهم فقراء به او داده شود. زيرا در سهم غارمين توبه بىتأثير است.
- {aمسأله 1953 - a}اگر به كسى كه بدهكار است ونمىتواند بدهى خود را بدهد زكاة بدهد، بعد بفهمد قرض را در معصيت مصرف كرده، چنانچه آن بدهكار فقير باشد، مىتواند آنچه را به او داده بابت زكاة حساب كند، ولى احتياط واجب آن است كه اگر از آن معصيت توبه نكرده، چيزى را كه به او داده بابت زكاة حساب نكند.
- {aمسأله 1954 - a}كسى كه بدهكار است و نمىتواند بدهكارى خود را بدهد، اگرچه فقير نباشد، انسان مىتواند طلبى را كه از او دارد، بابت زكاة حساب كند.
- {aمسأله 1955 - a}مسافرى كه خرجى او تمام شده، يا مركبش از كار افتاده، چنانچه سفر او سفر معصيت نباشد مىتواند زكاة بگيرد اگر نتواند با قرض كردن يا فروختن چيزى، خود را به مقصد برساند اگرچه در وطن خود فقيرنباشد ولى اگر بتواند درجاى ديگر با قرض كردن يا فروختن چيزى مخارج سفر خود را فراهم كند فقط به مقدارى كه به آنجا برسد، مىتواند زكاة بگيرد.
- {aمسأله 1956 - a}مسافرى كه در سفر درمانده شده و زكاة گرفته بعد از آن كه به وطنش رسيد، اگر چيزى از زكاة زياد آمده باشد، بايد آن را به حاكم شرع بدهد و بگويد آن چيز زكاة است.
شرائط كسانى كه مستحقّ زكاة هستند
- {aمسأله 1957 - a}كسى كه زكاة مىگيرد بايد شيعه دوازده امامى باشد و اگر انسان كسى را شيعه بداند و به او زكاة بدهد، بعد معلوم شود شيعه نبوده، بايد دوباره زكاة بدهد با تفصيلى كه در «مسأله 1951» گذشت.
نام کتاب : BOK29763 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 320