responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0    جلد : 1  صفحه : 211
همان سحرخيزى است كه دارند و در دل شب بلند مى‌شوند و با خداى خودشان راز و نياز مى‌كنند. صورت هايشان نورانى است. خوش به حال هر كسى كه اين توفيق نصيبش بشود كه بتواند با خدا در نيمه شب هم صحبت شود. «يَا عَلِيُّ، أَنْهَاكَ عَنْ ثَلَاثِ خِصَالٍ» من تو را از سه خصلت نهى مى‌كنم: {a«الْحَسَدِ»a} يكى اينكه حسد نداشته باش كه نتوانى برادر دينى ات را ببينى. انسان اينطور نباشد كه بگوييم چرا فلانى وضعش خوب شده ولى وضع من اين چنين است. چرا ما را از حسد نهى مى‌كنند؟ چون حسد ورزيدن اهانت به ذات اقدس بارى تعالى است. اگر كسى خداى ناخواسته مبتلا به اين مرض باشد، خيلى خطرناك است؛ چون اين مرض، انسان را بر خدا جرأت مى‌دهد. كسى كه به ديگرى حسد مى‌ورزد، در حقيقت حسد را بر او نمى‌برد بلكه اعتراض بر خدا دارد. بايد بدانيم كه تمام كارها و فضيلت ها به دست مبارك حضرت احديت است. خدا مى‌گويد: من اين كار را كردم. من به بعضى ها برترى دادم و بعضى ها را ضعيف كردم. اگر بنا است خدا اين طورى قرار داده باشد، بعضى ها را در مسائل معيشت بالاتر و پايين تر تقسيم كرده باشد، براى اين است كه نظام جامعه پيش برود و الّا اگر بنا بشود خدا بر بندگانش بسط رزق كند كه همه آنها هلاك مى‌شوند. اگر بنا بود تساوى معيشت در زندگى باشد، ديگر كسى، كسى را تمكين نمى‌كرد. كسى ديگر زير بار نمى‌رفت كه كار كند. اين اختلاف در معيشت و طبقات جامعه يكى از نعمتهاى الهيه است. اين اختلاف درجات، يكى از نعمت‌هاى خدا است براى اينكه كانون نظام جامعه بشريت به احسن وجه پيش برود. هر زمانى كه مردم بخواهند اين صفت تساوى را در خودشان بگيرند، آن وقت نظام جامعه به سختى مى‌افتد. در اجتماع، مشكلات پيش مى‌آيد.
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0    جلد : 1  صفحه : 211
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست