responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0    جلد : 1  صفحه : 229
جمله مشكلات اين است كه فراموشى آثار درس را از بين مى‌برد. انسانى كه فراموشكار است، ديگر نمى‌تواند درسى را كه در كلاس ياد گرفته، در منزل يادداشت كند؛ امّا اگر انسان مورد عنايت قرار بگيرد و حافظه داشته باشد، نتيجه اش اين مى‌شود آنچه را كه فرا گرفته و در ذهنش هست، مى‌تواند روى كاغذ بياورد و لازم نيست كه حتماً پاى درس بنويسد. خود حقير، درس مرحوم آقاى داماد(رحمه الله) مى‌رفتم. كمتر كسى مى‌توانست درس را بفهمد. خداوند، مرحوم آقاى داماد را رحمت كند. ملّا بود. بسيارى از آقايان به درسش مى‌آمدند امّا نمى‌توانستند درسش را بگيرند و بفهمند. بلافاصله مى‌رفتند. فقط يك عدّه خاصّى كه الآن جزو خواص حوزه هستند، درس ايشان مى‌ماندند. بنده نيز مى‌رفتم و هيچ وقت بنا نداشتم كه سر درس چيزى بنويسم. خوب گوش مى‌دادم. چه درس ايشان را، چه درس مرحوم امام(رحمه الله) و چه درس مرحوم آقاى حاج شيخ مرتضى حائرى(رحمه الله) را. شب كه مى‌شد در منزل سه تا جزوه داشتم همه را مى‌نوشتم و كمتر اتّفاق مى‌افتاد كه مطلبى يادم برود چون خيلى مقيد بودم از چيزهائى كه براى انسان فراموشى مى‌آورد پرهيز كنم و البتّه از همه اينها گذشته آقايان عزيز بايد توسّل به اهل بيت(عليهما السلام) داشته باشيد. مرحوم آقا شيخ اسد الله تُسترى(رحمه الله) صاحب«مقابيس» يك كتاب بيشتر نداشت ولى آقا سيّد عبدالله شبّر(رحمه الله) كتابهاى زيادى داشت و هميشه كتاب مى‌نوشت. روزى آيت الله تسترى به آيت الله سيّد عبّاس شبّر رسيد و گفت: چه حسابى هست كه اينقدر ماشاء الله كتاب مى‌نويسى؟ گفت: مى‌دانى من اينها را از كجا دارم؟ گفت: نه. گفت: يك شب خوابيده بودم. در عالم رويا حضرت موسى بن جعفر(ع) به خواب من آمد و فرمود: سيد عبدالله، قلم را در دست بگير. گفتم: چشم آقا و حضرت(ع) قلم را به دست من داد و فرمود: بنويس و من هم نوشتم. به من فرمود: ما به تو عنايت مى‌كنيم كه تو نوشتن را ادمه بدهى. ايشان مى‌گفت:
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0    جلد : 1  صفحه : 229
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست