نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 263
ما هم بالاتر از عبادت مردم است. چطور در دادن جايزه و پول و مقام و احترام، روحانى بايد جلو باشد ولى عذابش نه؟ هر جا مقدار حسنه بالا رفت مقدار گناه و عقوبت هم بالا مىرود. درست هم است. معناى عدالت هم همين است.
پيغمبر خدا(ص) به اميرالمؤمنين(ع) مىفرمايد: «لَا يَمِينَ لِوَلَدٍ مَعَ وَالِدِهِ» فخر المحقّقين(رحمه الله) فرزند مرحوم علّامه حلّى(رحمه الله) آن مقام را پيدا كرد. مرحوم علّامه حلّى(رحمه الله) خودش ملّا است. پسر ايشان، فخر المحقّقين(رحمه الله) هم ملّا است. دختر ايشان، ملّا بود. خانم ايشان هم ملّا بود، همه ملّا بودند؛ حتّى خدمتكار آقا كه فاضل مقداد(رحمه الله) است هم ملّا و مجتهد بود. لا اله الّا الله، صاحب كتاب«التنبيه» كه صاحب جواهر(رحمه الله) اسم ايشان را مىبرد و از مجتهدين و علماى نامى اماميه است خدمتكار در خانه علّامه حلّى(رحمه الله) بوده است، درس هم مىخوانده است. تمام اينها مجتهد و ملّا شده بودند. چه سعادتى داشتند. چه مقامى داشتند. آن وقت فخر المحقّقين(رحمه الله) مىفرمود: تا پدرم زنده بود براى انجام تمام كارها اوّل از ايشان اجازه مىگرفتم. طبق مثالهايى كه ما مىزنيم، مىگوئيم بى اجازه پدر آب نمىخورد. تمام كارها را اوّل از پدرش اجازه مىگرفت.
امّا متأسّفانه الآن چگونه است؟ در زمان و عصر ما برخى ها مىگويند: بگذار تا پدر من نفهميده است بروم فلان كار را انجام دهم، بعداً به پدرم مىگويم كه اين كار را كرده ام. چرا به پدرت نمىگوئى كه مىخواهى اين كار را انجام دهى؟ مىگويد اگر بگويم ممكن است مخالفت كند، بگويد نه، كمال معرفت را ببين. فخر المحقّقين(رحمه الله) مىگويد بى اجازه پدر آب نمىخوردم يعنى اينقدر ولايت پدر را قبول داشت. حقّ هم همين است، چون حياط ظاهرى به دست پدر است، روزى ظاهرى به دست پدر است.
خداوند متعال مىفرمايد من مىتوانستم بندههاى خودم را از بچّگى كه به دنيا مىآيند بدون نياز به پدر و مادر سير كنم، اين قدرت را داشتم امّا مىدانيد چرا
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 263