نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 272
«وَ لَا لِامْرَأَةٍ مَعَ زَوْجِهَا» زن نيز با بودن شوهر نمىتواند قسم ياد كند چون شوهر بر گردن زن حقوقى دارد كه يكى از آنها همين است كه قسمش با وجود شوهر بى تأثير است.
«وَ لَا لِلْعَبْدِ مَعَ مَوْلَاهُ» با بودن مولا، عبد هم نمىتواند قسم بخورد. اگر كارى مىكند بايد با اجازه مولايش باشد.
«وَ لَا صَمْتَ يَوْماً إِلَى اللَّيْلِ» در باب گرفتن روزه، انسان نمىتواند روز را به شب وصل كند و افطارى نداشته باشد و شب و روز را به روزه بگذراند يعنى بايد افطار كند. (أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ)[1] يعنى روزه را به شب كه رسيد تمام كند.
«وَ لَا وِصَالَ فِي صِيَامٍ» مىفرمايد انسان نمىتواند سه روز پشت سر هم روزه وصالى بگيرد. در قديم اين كار مىشد. گاهى اوقات در زمان سابق، روزه وصال مىگرفتند كه در اسلام اين كار ممنوع است و اگر كسى مىخواهد روزه بگيرد بايد هر روز جداگانه روزه بگيرد.
«وَ لَا تَعَرُّبَ بَعْدَ هِجْرَةٍ» بعد از هجرت براى تحصيلات دينى، حقّ ندارد سراغ عربى و جاهليت برود. كنايه از اين است، كسى كه از علوم دينى چيزى ياد گرفت، ديگر نمىتواند به عقب برگردد.
«يَا عَلِيُّ، لَا يُقْتَلُ وَالِدٌ بِوَلَدِهِ» اين هم خودش مسأله اى است كه الان مبتلا به اصحاب فقه است. اگر خداى ناكرده پدر كارى كند كه بچّه اش كشته شود يعنى بچّه اش را بكشد و لو عمداً بچّه اش را به قتل برساند، نمىتوان پدر را قصاص كرد. گاهى اوقات قتل سهوى است مثلاً توجّه ندارد و چيزى پرت مىكند و به سر بچّه مىخورد و بچّه مىميرد. اين قتل از روى خطا و غير عمد صورت گرفته