نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : سراج، رضا جلد : 1 صفحه : 160
و ياد كنيد زمانى را كه گردنيد خدا شما را جانشينان (در سرزمين حجر) از پس هلاك قوم عاد و جاى داد شما را در آن سرزمين مى گيريد از زمين هموار آن (براى تابستان) كوشكها و ميتراشيد و ميسازيد (براى زمستان) از كوهها خانهها و ياد كنيد نعمتهاى خدا را و در آن سرزمين مبالغه در فساد نكنيد (74) گفتند گروهى از اشراف كه سركشى كردند (از ايمان آوردن بصالح) از قوم وى به آنانكه ناتوان شمرده شده بودند به كسانى كه ايمان آورده بودند از آن قوم آيا شما مىدانيد كه صالح فرستاده شده از نزد پروردگار خود است ناتوان گفتند البته ما به آئينى كه صالح به ابلاغ آن فرستاده شده گرويدهام (75) گفتند آنانكه سركشى مىكردند (از ايمان بخدا) البته ما به آن آئينى كه ايمان آوردهايد بدان كافريم (76) پس پى كردند ناقه را و سركشى كردند از (امتثال) فرمان پروردگار خود و گفتند اى صالح بيار براى ما آن عذابى كه تهديد مىكنى ما را به آن اگر هستى از فرستادگان (77) و گرفت قوم صالح را زلزله (يا صيحه كه متضمن زلزله بود) و گشتند در سراهاى خود برو در افتاده و مردگان (78) پس روى بگردانيد صالح از ايشان و گفت اى گروه من بخدا كه رسانيدم به شما پيام پروردگارم را و نصيحت كردم شما را و ليكن شما دوست نمىداريد نصيحت كنندگان را (79) و (فرستاديم) لوط را در آن هنگام كه گفت بقوم خود آيا مىآئيد (مباشرت مىكنيد) كار زشت را (لواط) كه پيشى نگرفته است شما را به آن كار زشت هيچ يك از جهانيان (80) براستى كه شما مىآميزيد با مردان از روى شهوت بجاى آنان (كه بر شما حلال است) بلكه شما گروهى اسراف كنندهايد (81)
نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : سراج، رضا جلد : 1 صفحه : 160