نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : سراج، رضا جلد : 1 صفحه : 162
گفتند بزرگان آنانكه گردنكشى كردند از قوم شعيب بطور قطع بيرون مىكنيم ترا اى شعيب و نيز آنان را كه گرويدهاند با تو از شهر خودمان يا آنكه برگرديد در كيش ما (كه كفر است) شعيب گفت (ما را باجبار بر آن مىداريد) و اگر چه باشيم ناخواهان (88) حقا افتراء بستهايم بر خدا دروغ اگر باز گرديم در كيش شما بعد از آنكه برهانيد ما را خدا از كيش شما و نسزد ما را كه باز گرديم در كيش شما مگر آنكه بخواهد خدا كه پروردگار ماست (و خدا هرگز نخواهد) احاطه كرده پروردگار ما به همه چيز از نظر دانش تنها بر خدا توكل كرديم پروردگارا حكم كن ميان ما و گروه ما براستى و درستى و تو بهترين حكم كنندگانى (89) و گفتند بزرگان آنانكه كافر بودند از قوم شعيب (بفروتران خود) سوگند ياد مىكنم اگر پيروى كنيد شعيب را البته شما در آن هنگام از زيانكاران خواهيد بود (90) پس گرفت ايشان را زلزله پس گشتند بروى در افتادگان بىجان (91) آنانكه دروغ پنداشتند شعيب را گوئيا هرگز نبودند در آن شهر آنانكه تكذيب كردند شعيب را بودند تنها ايشان زيانكاران (92) پس شعيب روى بگردانيد از ايشان و گفت اى گروه من بخدا سوگند كه رسانيدم به شما پيامهاى پروردگار خود را و نصيحت كردم شما را پس چگونه اندوه خورم بر (نابودى) گروهى از كافران (93) و نفرستاديم در هيچ شهر و دهى پيمبرى مگر آنكه (بجرم نافرمانى) گرفتيم اهل آن شهر را به سختى و تنگى و به رنج و بيمارى تا آنكه ايشان زارى كنند (94) سپس بدل كرديم بجاى بلا و بيمارى نعمت و آسايش تا آنكه انبوه شدند (بمال و اولاد) و گفتند البته رسيد پدران ما را نيز سختى و شادى پس گرفتيمشان ناگهان و ايشان نمىدانستند (كه عذاب نازل خواهد شد) (95)
نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : سراج، رضا جلد : 1 صفحه : 162