responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : سراج، رضا    جلد : 1  صفحه : 337


دستور داده شد به مهاجران (براى قتال) كه كافران با ايشان پيكار مى‌كنند بخاطر ستمى كه ديده‌اند و خدا بر يارى دادنشان تواناست (39)
آنانكه اخراج شدند از سراهاى خود بناروا ليكن (اخراج براى آنست كه) گفتند پروردگار ما خداست و اگر نبود دفع كردن خدا مردم را پاره‌اى از ايشان را به پاره‌اى ديگر بيشك ويران مى‌شد صومعه‌ها و كليساها و مسجدها كه ياد كرده مى‌شود در آنها نام خدا بسيار و سوگند ياد مى‌كنم كه يارى دهد خدا كسى را كه يارى مى‌كند (دين) او را زيرا خدا توانا و غالب است (40)
(مهاجران) آنانند كه اگر اقتدارشان دهيم در زمين بپاى دارند نماز را و بپردازند زكات را و فرمان دهند (مردم را) به نيكوئى و باز دارند از زشتى و تنها از آن خداست سر انجام كارها (41)
و اگر مشركان (قريش) تكذيب مى‌كنند ترا به يقين تكذيب كردند پيش از ايشان گروه نوح و عاد و ثمود (42)
و گروه ابراهيم و گروه لوط (پيمبرانشان را) (43)
و مردم شهر مدين (شعيب را) و دروغگو شمرده شد موسى و مهلت داديم كافران را سپس بگرفتيم ايشان را پس چگونه بود ناپسنديدن من (ايشان را) (44)
چه بسا از شهرها كه نابود كرديم (مردم) آنرا در حاليكه آنها ستمكار بودند پس فرود آمد ديوارها بر سقفهاى خود و چه بسيار چاه معطل مانده و قصر بلند گچ كارى شده (45)
آيا سير نكردند در (سر) زمين (شام و يمن) تا باشد آنها را دلهائى تا تعقل كنند بدانها يا گوشهائى كه بشنوند بدانها قصه اين است كه نابينا نمى‌شود ديده‌ها (ى ظاهرى) و ليكن نابينا مى‌شود دلهائى كه در سينه‌هاست (از مشاهده اعتبار) (46)

نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : سراج، رضا    جلد : 1  صفحه : 337
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست