responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه قرآن بر اساس الميزان نویسنده : صفوى، محمدرضا    جلد : 1  صفحه : 229


صالح گفت: اى قوم من، اگر من بر معجزه‌اى از جانب پروردگارم كه رسالت مرا تأييد كند، تكيه داشته باشم و او از جانب خود رحمتى (رسالتى) به من داده باشد و مرا به ابلاغ آن فرمان داده باشد، به من بگوييد، چنانچه او را نافرمانى كنم و پيامش را ابلاغ نكنم چه كسى مرا يارى مى‌كند و از كيفر خدا مى‌رهاند؟ من اگر به خواسته شما عمل كنم، جز اين‌كه به من زيان مى‌رسانيد چيزى بر من نخواهيد افزود. (63)
و اى قوم من، اين ناقه خداست كه او آن را به اعجاز براى شما پديد آورده است تا نشانه‌اى بر درستى رسالت من باشد؛ پس آن را آزاد بگذاريد آن در زمين خدا مى‌چرد و آسيبى به آن نرسانيد كه عذابى زودرس شما را فروخواهد گرفت. (64)
پس آن را كشتند، و صالح گفت: سه روز در ديار خود بهره بريد كه [پس از اين مهلت عذاب دامنگيرتان خواهد شد]، اين وعده‌اى است كه دروغ در آن راه ندارد. (65)
پس هنگامى كه فرمان ما دررسيد، صالح و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند به رحمتى از جانب خود، از عذاب نجات داديم و آنان را از خوارى آن روز رهانيديم؛ چرا كه پروردگار توست كه نيرومند و شكست‌ناپذير است. (66)
و كسانى را كه ستم كرده بودند صيحه فروگرفت و در خانه‌هايشان به زانو درآمدند و با چهره بر زمين افتادند و هلاك شدند؛ (67)
چنان‌كه گويى در آن‌جا سكونت نداشتند؛ آن‌گاه ندايى آسمانى برخاست كه: آگاه باشيد! قوم ثمود به پروردگارشان كافر شدند. هان، قوم ثمود از رحمت خدا دور باشند. (68)
و به راستى فرستادگان ما (فرشتگان) با بشارت و نويد به حضور ابراهيم آمدند و سلام كردند. او پاسخ داد كه: بر شما سلام باد. پس بى‌درنگ گوساله‌اى بريان شده برايشان آورد. (69)
اما وقتى كه ديد دستشان به سوى آن نمى‌رود، ناخوشايندشان دانست و پنداشت كه سوء قصدى دارند؛ ازاين‌رو در دلش از آنان احساس ترس كرد. فرشتگان گفتند: نترس. ما به سوى قوم لوط فرستاده شده‌ايم. (70)
در اين هنگام همسر ابراهيم كه آن‌جا ايستاده بود و اين ماجرا را نظاره مى‌كرد، عادت ماهانه ديد، پس او را به اسحاق و از پى اسحاق به فرزند وى يعقوب نويد داديم. (71)

نام کتاب : ترجمه قرآن بر اساس الميزان نویسنده : صفوى، محمدرضا    جلد : 1  صفحه : 229
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست