نام کتاب : ترجمه قرآن بر اساس الميزان نویسنده : صفوى، محمدرضا جلد : 1 صفحه : 235
و اگر پروردگار تو مىخواست، مردم را امّتى يگانه قرار مىداد كه همه بر يك آيين باشند، ولى چنين نخواست؛ ازاينرو آنان پيوسته بر اثر هواهاى نفسانى در دين اختلاف مىكنند و در نتيجه به بيراهه مىروند، (118) مگر كسانى كه پروردگارت بر آنان رحمت آورد و به راه راست هدايتشان كند كه خدا آنان را براى همين آفريده است، ولى چون اختلاف كرده و حقّ را گم نمودهاند، وعده پروردگارت درباره آنان تحقق يافته است كه: دوزخ را از تمامى جنّيان و آدميان گمراه پر خواهم كرد. (119) و اى پيامبر، ما سرگذشت پيامبران را براى تو حكايت مىكنيم همانجا كه دلت را بدانها استوار مىسازيم، و در اين سوره آنچه سراسر حقّ است براى تو آمده، و در آن براى مؤمنان پند و تذكّرى است. (120) و به كسانى كه ايمان نمىآورند بگو: براساس همان وضعى كه داريد و خير خود را در آن مىپنداريد عمل كنيد كه ما نيز [به آنچه وظيفه خود مىدانيم] عمل خواهيم كرد. (121) و در انتظار فرجام كار خود باشيد كه ما نيز در انتظار خواهيم بود. (122) غيب آسمانها و زمين كه فرجام كار تو و كافران را دربر دارد و حاكى از پيروزى تو بر آنان است، در اختيار خداست و كارها همه به او بازگشت مىيابد و به دست او رقم مىخورد؛ پس او را عبادت كن و بر او توكّل نماى و [بدانكه] پروردگارت از آنچه مىكنيد بىخبر نيست. (123) سوره يوسف/ 12 به نام خداوند گستردهمهر مهربان الف. لام. را. اين آيههاى بلند مرتبه كه اينك به تو وحى مىكنيم و آياتى كه پيشتر نازل كردهايم، آيات اين كتاب روشن و روشنگر است. (1) ما آن را به گونهاى كه خوانده شود و به زبان تازى فروفرستاديم، باشد كه در آن بينديشيد و حقايق آن را درك كنيد. (2) ما با وحى كردن اين قرآن به تو، داستان يوسف را كه نيكوترين داستان است بر تو حكايت مىكنيم، و قطعا تو پيش از اين نسبت به آن از بىخبران بودى. (3) ياد كن هنگامى را كه يوسف به پدرش يعقوب گفت: اى پدر، من در خواب يازده ستاره و نيز خورشيد و ماه را ديدم؛ آنها را ديدم كه براى من سجده مىكنند. (4)
نام کتاب : ترجمه قرآن بر اساس الميزان نویسنده : صفوى، محمدرضا جلد : 1 صفحه : 235