نام کتاب : ترجمه قرآن بر اساس الميزان نویسنده : صفوى، محمدرضا جلد : 1 صفحه : 373
اين چيزهايى كه تو ما را بدان فرامىخوانى، جز شيوه مردمان نخستين كه اهل خرافات بودند چيزى نيست. (137) و ما هرگز عذاب نخواهيم شد و رستاخيزى در كار نيست. (138) پس هود را تكذيب كردند و ما هم آنان را به عذاب هلاك كرديم. به راستى در اين داستان نشانهاى بر يكتايى خدا و حقانيت رسالت پيامبران است، ولى بيشتر مردم آن عصر نه به يگانگى خدا ايمان آوردند و نه به رسالت پيامبران. (139) و همانا پروردگار توست آن مقتدر شكستناپذيرى كه تكذيبكنندگان را مجازات مىكند، و اوست آن مهربانى كه به حكم رحمتش قرآن را فرومىفرستد تا مردم هدايت شوند و هدايتيافتگان را نجات بخشد. (140) قوم ثمود نيز پيامبران را تكذيب كردند، (141) آنگاه كه برادرشان صالح به آنان گفت: آيا از عذاب الهى پروا نمىكنيد؟ (142) همانا من براى هدايت شما فرستاده شدهام و در ابلاغ پيام خدا امين و درستكارم. (143) پس، از خدا بترسيد و مرا فرمان بريد. (144) من از شما هيچ مزدى بر ابلاغ رسالت خود نمىخواهم؛ مزد من جز بر عهده پروردگار جهانها نيست. (145) آيا گمان مىكنيد كه در اين نعمتهايى كه شما را در اين سرزمين فراگرفته است، ايمن از هركيفرى واگذارده مىشويد؟ (146) و شما را در بوستانها و چشمهسارانى [فراوان]، (147) و در كشتزارها و درختان خرما كه شكوفههايى بهم تنيده و برهم نشسته دارند، به حال خود رها مىكنند و حساب و كتابى در كار نيست؟ (148) آيا كوهها را مىتراشيد و ماهرانه از آنها خانههايى [استوار] مىسازيد و گمان مىكنيد كه خداوند به سراغ شما نخواهد آمد؟ (149) پس، از خدا بترسيد و مرا فرمان بريد. (150) و از سران اسرافكار خود فرمان مبريد و پيرو راه و رسم آنان مباشيد؛ (151) همانا كه در زمين تبهكارى مىكنند و در پى اصلاح امور نيستند. (152) ثموديان گفتند: اى صالح، جز اين نيست كه تو از كسانى هستى كه سخت جادو شدهاند و بر اثر آن عقل خود را از دست دادهاند. (153) تو جز بشرى مانند ما نيستى و اگر بشر درخور وحى بود مىبايست به ما نيز وحى شود. اگر از راستگويانى و واقعا از جانب خدا آمدهاى، معجزهاى براى ما بياور. (154) صالح (به درخواست قوم خود، از دل كوه شترى ماده بيرون آورد و) گفت: اين ماده شترى است كه سهمى از آب اين سرزمين حق اوست و سهم روزى معيّن نيز حق شماست. (155) [او را از حقّش محروم نكنيد] و هيچ گزندى به او نرسانيد كه عذاب روزى بزرگ شما را فرومىگيرد. (156) امّا ثموديان شتر را پى كردند و كشتند و ديرى نگذشت كه با ديدن نشانههاى عذاب پشيمان شدند. (157) پس، آن عذاب موعود آنان را فروگرفت. به راستى در اين داستان نشانهاى است بر يكتايى خدا و حقانيّت رسالت پيامبران، ولى بيشتر مردم آن عصر نه به يگانگى خدا ايمان آوردند و نه به رسالت پيامبران. (158) و همانا پروردگار توست آن مقتدر شكستناپذيرى كه تكذيبكنندگان را مجازات مىكند، و اوست آن مهربانى كه به حكم رحمتش قرآن را فرومىفرستد تا مردم هدايت شوند و هدايتيافتگان را نجات بخشد. (159)
نام کتاب : ترجمه قرآن بر اساس الميزان نویسنده : صفوى، محمدرضا جلد : 1 صفحه : 373