نام کتاب : ترجمه قرآن بر اساس الميزان نویسنده : صفوى، محمدرضا جلد : 1 صفحه : 431
مشركان مىپندارند معبودانشان شفاعتگر آنانند و امورشان در دنيا به واسطه آنها تدبير مىشود، در حالىكه شفاعت هيچكس، حتى شفاعت فرشتگان- كه خدا آنان را در تدبير امور هستى واسطه قرار داده است- در پيشگاه خدا سودى نمىبخشد، مگر براى كسى كه او رخصت دهد و فرشتگان را امر كند كه شفيع او شوند و كارش را سامان بخشند. فرشتگان خاضعانه در انتظار فرمان الهىاند، و در اين فاصله ترسان و نگرانند، تا چون فرمان الهى در رسد و تدبير برخى امور به آنان واگذار شود، آرام گيرند و ترس از دلهايشان زدوده شود. در اين هنگام فرشتگان زيردست از مهتران خود مىپرسند: پروردگارتان چه فرمان داد؟ مىگويند: آنچه فرمود حق است كه نه دگرگون مىشود و نه باطل مىگردد، و اوست بلندمرتبهاى كه هرچيزى در برابر او بىمقدار است، و اوست بزرگى كه جهان هستى در برابر او كوچك است. (23) اى پيامبر، از مشركان بپرس: چهكسى از آسمانها و زمين به شما روزى مىدهد؟ آنان هرچند دريافتهاند كه معبودانشان توان آفرينش ندارند تا روزىدهنده باشند، ولى به اين حقيقت اعتراف نمىكنند؛ پس تو خود در پاسخ بگو كه خدا روزىدهنده شماست نه معبودانتان. و بگو: ما و شما در دو جبهه مخالف قرار داريم؛ يا ما بر طريق هدايتيم و شما در گمراهى آشكار، و يا شما بر طريق هدايتيد و ما در گمراهى آشكار؛ اينك بينديشيد و رهيافته را از گمراه بازشناسيد. (24) بگو: نه از شما درباره گناهى كه ما مرتكب شدهايم پرسش مىشود و نه از ما درباره آنچه شما مىكنيد سؤال خواهد شد. (25) بگو: پروردگارمان ما و شما را در سراى آخرت يكجا گرد مىآورد؛ سپس ميان ما و شما به حق جدايى مىاندازد و ما را از يكديگر متمايز مىسازد، تا هركسى به سزاى خود برسد. اوست كه همه چيزها را مشخص مىسازد و نيكوكاران را از بدكاران جدا مىكند و به هرچيزى داناست. (26) بگو: كسانى را كه به خدا ملحق نموده و همتايان او پنداشتهايد به من نشان دهيد تا بنگرم آيا در آنها ويژگىهايى از خدا وجود دارد كه شايسته پرستش باشند؟ هرگز چنين نيست. آنها از آنرو كه يا فاقد علم و قدرت و حياتند و يا اين ويژگىها را خدا به آنها عطا كرده است خدا نيستند تا سزاوار پرستش باشند. آنكه شايسته پرستش است خداوندى است كه عزيز است پس كسى به الوهيت و ربوبيت او راهى ندارد، و حكيم است پس خود نيز كسى را از آن بهرهاى نمىدهد كه كارى گزاف است. (27) ما تو را به رسالت نفرستاديم مگر براى اينكه مردم را از گناه بازدارى و بشارتدهنده و اخطاركننده باشى، ولى بيشتر مردم نمىدانند كه اگر جز خدا پروردگارى داشتند، حتما از جانب او پيامبرى اخطاركننده و بشارتدهنده براى آنان مىآمد. (28) كفرپيشگان به مسخره از پيامبر و مؤمنان مىپرسند: اگر راست مىگوييد كه قيامتى در كار است، اين وعده كى تحقق خواهد يافت؟ (29) بگو: براى شما وعده روزى خواهد بود كه نه اندكزمانى از آن بازمىمانيد كه ديرتر از وقتش بدان رسيد و نه از آن سبقت مىگيريد كه زودتر از هنگامش به آن درآييد. (30) آنان كه به رسالت پيامبران كافر شدند گفتند: ما هرگز نه به اين قرآن ايمان مىآوريم و نه به تورات و انجيل كه پيش از آن بودهاند اى پيامبر، اى كاش مىديدى زمانى را كه اين ستمكاران در پيشگاه خدا براى محاسبه و مجازات بازداشت شدهاند و به بحث و جدال مىپردازند و هردستهاى سخن دسته ديگر را مردود مىشمرد. در آن روز كافرانى كه به دست مستكبران كفرپيشه به ناتوانى كشيده شده بودند به آنان مىگويند: اگر شما نبوديد و ما را به كفر مجبور نمىكرديد قطعا ما مؤمن مىشديم. (31)
نام کتاب : ترجمه قرآن بر اساس الميزان نویسنده : صفوى، محمدرضا جلد : 1 صفحه : 431