و بگو:» ستايش مخصوص خداست؛ بزودى نشانههايش را به شما مىنماياند، پس آنها را خواهيد شناخت؛ و پروردگارت از آنچه انجام مىدهيد، غافل نيست. « (93) 28- سورة القصص به نام خداى گسترده مهرِ مهرورز طا، سين، ميم. (1) آن آيات كتاب روشنگراست. (2) بخشى از خبر بزرگ موسى و فرعون را براى گروهى كه ايمان مىآورند، بدرستى برتو مىخوانيم. (3) در واقع فرعون در زمين (مصر) برترى جويى كرد، و اهل آن را گروههايى قرارداد؛ در حالى كه دستهاى از آنان را تضعيف مىكرد، پسرانشان را سر مىبريد و زنانشان را زنده نگه مىداشت؛ [چرا] كه او از فسادگران بود. (4) و مىخواهيم كه بر كسانى كه در زمين مستضعف شده بودند، منّت نهيم و آنان را پيشوايان (زمين) گردانيم و آنان را وارثان (آن) قرار دهيم. (5) و در زمين به آنان امكانات دهيم، و به فرعون و هامان و لشكريانشان، آنچه را همواره از آن (بنى اسرائيلي) ان بيم داشتند بنمايانيم. (6) و به مادر موسى وحى (الهام) كرديم كه:» او را شير ده؛ و هنگامى كه بر (جان) او ترسيدى، پس وى را در دريا بيفكن؛ و نترس و اندوهگين مباش، [چرا] كه ما او را به سوى تو بازمىگردانيم، و وى را از فرستادگان (خود) قرار مىدهيم. « (7) و فرعونيان او را (از آب) برگرفتند، تا سرانجام براى آنان دشمنى و (مايه) اندوهى شود! در حقيقت فرعون و هامان و لشكريانشان خطا كار بودند. (8) و زن فرعون گفت:» (اين نوزاد) روشنى چشمى براى من و براى توست! او را نكشيد، اميد است كه براى ما سودمند باشد، يا او را به فرزندى برگزينيم. «در حالى كه آنان (با درك حسّى) متوجه نمىشدند! (كه موسى كيست.) (9)