responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : رضايى اصفهانى، محمد على و همكاران    جلد : 1  صفحه : 389


(موسى) گفت:» پروردگارا! در واقع من شخصى از آنان را كشتم، پس مى‌ترسم كه [مرا] بكشند. (33)
و برادرم هارون، او زبانى واضح‌تر از من دارد؛ پس او را ياورى، همراه من بفرست كه مرا تأييد كند؛ [چرا] كه من مى‌ترسم كه [مرا] تكذيب كنند. « (34)
فرمود:» بزودى بازوى تورا بوسيله برادرت محكم مى‌كنيم، و براى شما تسلّطى قرار مى‌دهيم؛ و با (وجود) نشانه‌هاى (معجزه آساى) ما (دست آنان) به شما نمى‌رسد؛ شما و هر كس از شما پيروى كند پيروزيد. « (35)
و هنگامى كه موسى با نشانه‌هاى (معجزه آساى) روشنگرانه ما به سراغ آنان آمد، گفتند:» اين جز سحرى (دروغ) بافته نيست. و (ما) در نياكان نخستين خود اين را نشنيده‌ايم! « (36)
و موسى گفت:» پروردگارم، به (حال) كسى كه از نزد او رهنمون آورده و كسى كه فرجام (نيك) سرا (ى دنيا و آخرت) براى اوست، داناتر است؛ قطعاً ستمكاران رستگار نمى‌شوند. « (37)
و فرعون گفت:» اى اشراف! هيچ معبودى غير از خودم براى شما نمى‌شناسم؛ پس اى هامان، برايم آتشى بر گِل برافروز (و آجر بساز) و براى من قصرى (بلند، بنا) گردان، تا شايد من از معبود موسى اطلاع يابم؛ و در حقيقت من گمان مى‌كنم كه او از دروغگويان است. « (38)
و او (فرعون) و لشكريانش به ناحق در زمين تكبّر ورزيدند، و يقين كردند كه به سوى ما بازگردانده نمى‌شوند. (39)

نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : رضايى اصفهانى، محمد على و همكاران    جلد : 1  صفحه : 389
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست