و (در رستاخيز) از هر امّتى، گواهى بر مىگيريم و (به مشركان) مىگوييم:» دليل روشنتان را بياوريد! «و بدانند كه حق از آنِ خداست. و آنچه را همواره (بر خدا شريك) مىبستند از (نظر) ايشان گم شد. (75) در واقع قارون از قوم موسى بود، و بر آنان ستم كرد؛ از گنجها به او آنچنان داديم كه واقعاً (حملِ) خزينههاى او بر گروه پيوسته نيرومندى سنگين بود! (يادكن) هنگامى را كه قومش به او گفتند:» شادمان مشو، [چرا] كه خدا شادمانانِ (سرمست) را دوست ندارد! « (76) و در آنچه خدا به تو داده، سراى آخرت را بجوى، و سهم خود را از دنيا فراموش مكن؛ و همان گونه كه خدا به تو نيكى كرده (به مردم) نيكى كن؛ و در زمين فساد مجوى؛ [چرا] كه خدا فسادگران را دوست ندارد. « (77) (قارون) گفت:» آن (ثروت) فقط براساس دانشى كه نزد من است به من داده شده است! «و آيا نمىدانست كه خدا پيش از او از گروهها كسى را هلاك كرد كه وى از او نيرومندتر و [مال] اندوزتر بود؟! و (هنگام عذاب اين) خلافكاران از پيامدهاى (گناهان) شان پرسيده نمىشوند. (78) و (قارون) با زيورش بر قومش بيرون آمد، كسانى كه خواهان زندگى پست (دنيا) بودند گفتند:» اى كاش همانند آنچه به قارون داده شده است براى ما بود! كه مسلماً او داراى بهره بزرگى است! « (79) و كسانى كه به آنان علم داده شده بود، گفتند:» واى بر شما! براى كسانى كه ايمان آوردند و [كار] شايسته انجام دادند پاداش خدا بهتر است؛ و [لى] آن را جز شكيبايان دريافت كننده نيستند. « (80) و او و خانهاش را در زمين فرو برديم؛ پس براى او هيچ دستهاى غير از خدا نبود كه وى را يارى كنند، و از يارى كنندگان (و دفاع كنندگان از خويش هم) نبود. (81)