و ديوانه)، كافر نسبت به مسلمان، غير شوهر نسبت به زوجه، غير دو طرف عقد نسبت به عقد، غير مالك يا كسى همچون ولىّ و وكيل ـ كه به منزله مالك است ـ نسبت به مال، غير شريك نسبت به مال مشترك و سرانجام، غير مديون نسبت به دين، اجنبى و بيگانهاند.
اجنبى با توجّه به نسبيّت مفهوم آن، احكام گوناگونى دارد كه در بابهاى مختلف، مانند زكات، تجارت، دين، ضمان، مضاربه، هبه، نكاح، شفعه و قصاص آمده است كه در اين جا به نمونههايى از آنها اشاره مىشود.
اجنبى از انسان (غير ارحام):اگر شخصى كه به او هبه شده، اجنبى باشد، هبه كننده تا زمانى كه عين مال هبه شده باقى است، مىتواند به مال خود رجوع كند و از هبه آن منصرف شود.(1)در صورت عدم حضور محارم ميّت زن، ارحام وى براى دفن او بر اجنبى مقدّماند.(2)اگر در ميان ارحام شخص، كسى مستحق زكات باشد، وى براى دريافت زكات بر اجنبى مقدّم است.(3)
اجنبى از عقد (غير دو طرف عقد):قراردادن حق خيار(--> خيار)در عقد معاملات براى اجنبى صحيح است.(4)بنا بر قول مشهور، شرط كردن سهمى از سود براى اجنبى (غير مالك و عامل) در عقد مضاربه(--> مضاربه)باطل است.(5)
اجنبى از مولّى عليه (غير پدر و جدّ پدرى):اگر پدر با مشاركت اجنبى فرزند خود را بكشد، ولىّ مقتول تنها مىتواند اجنبى را قصاص كند. با قصاص اجنبى، پدر بايد نصف ديه اجنبى را به ولىّ او بدهد و در صورت قصاص نشدن اجنبى، بايد آن نصف را به ولىّ مقتول بپردازد.(6)
اجنبى از مسلمان (كافر):كافر، اجنبى از مسلمان به شمار مىرود(--> كفر)؛ از اين رو، بر مسلمان حاكميّت و ولايت(--> ولايت)ندارد.
اجنبى از زوجه (غير شوهر):باردار كردن زن با نطفه مرد اجنبى بنابرقول مشهور معاصران حرام است(7)( --> تلقيح مصنوعى).
اجنبى از مال (غير مالك و كسى كه به منزله او است، مانند وكيل و ولىّ):بر اجنبى در صورت تصرف در مال، مانند