نتواند وارد مكّه شود، در اينكه حصر تحقق مىيابد يا نه، اختلاف است. بنابر قول دوم حاجى نسبت به بوى خوش، زن و صيد بر احرام باقى مىماند و در صورت انجام دادن طواف و سعى، هرچند با گرفتن نايب از احرام خارج مىگردد.(3)
اگر حاجى پس از انجام دادن اعمال منى (رمى، قربانى و حلق) و ورود به مكّه بيمار شود و بيمارى وى مانع انجام دادن طواف و سعى يا بازگشت او به منى براى بيتوته( --> بيتوته)و رمى جمرات(--> رمى جمره)گردد، احصار صدق نمىكند و براى بقيّه اعمال نايب مىگيرد و حج او صحيح است.(4)
محصور براى بيرون آمدن از احرام، واجب است قربانى( --> قربانى)و سپس تقصير(--> تقصير)كند. در اين صورت، همه محرّمات احرام(--> احرام)جز زن بر او حلال مىشود. زن نيز پس از به جا آوردن حج در سال آينده حلال مىگردد، ولى اگر حج او استحبابى باشد، به قول مشهور، با انجام نيابتى طواف نساء(--> طواف نساء)زن نيز بر او حلال مىشود.(5)
كسى كه به سبب حصر از احرام بيرون آمده است، در صورت استقرار حج بر ذمّه او يا بقاى استطاعت، قضاى حج در سال ديگر بر او واجب است، امّا با فقدان هر دو يا عدم بقاى استطاعت، قضاى حج واجب نيست.(6)
در اينكه محلّ قربانى در حج حصرى، منى و در عمره، مكّه است يا شخص مخيّر است ميان قربانى در محلى كه محصور شده و فرستادن آن به منى، و يا مكان قربانى در حج مستحب، مكان حصر است و در حج واجب، منى، اختلاف است. قول نخست به مشهور نسبت داده شده است.(7)
محصورى كه قربانى را به منى يا مكّه مىفرستد، در موعدى كه براى ذبح معيّن كرده، مىتواند تقصير كند و از احرام بيرون رود و چنانچه بعد معلوم شود كه فرستاده، در موعد مقرّر قربانى نكرده است، به خروج او از احرام خلل وارد نمىشود، ليكن بايد سال ديگر كسى را براى قربانى كردن بفرستد.(8)