{{تورفتگی:a:'''{{سرمهای:تفسیر لغات نامأنوس این خطبه گفتار آن حضرت «یؤرّ بملاقحه» کلمه «ارّ» کنایه از نزدیکى است، عرب گوید: «ارّ الرجل المرأة یؤرّها» آن گاه که مرد با زن نزدیکى کند. و «کأنّه قلع دارىّ عنجه نوتیّه» «قِلْع» بادبان کشتى است،و «دارىّ» منسوب به دارین شهرى است در ساحل دریا که از آنجا عطر مى آورند. «عنجه»یعنى آن را بازگرداند، گفته مى شود: «عنجت الناقة ـ کنصرت ـ اعنجها عنجاً» وقتى که سر شتر را برگردانى.و «نوتىّ» به معنى کشتیبان است. و «ضفّتى جفونه» دو طرف پلک دیده طاووس را منظور فرموده.لغت ضفّتان به معنى هر دو جانب است. و فرمایش حضرت «فلذ الزبرجد» فِلَذ جمع فِلذة}}'''}}
{{تورفتگی:a:'''{{سرمهای:به معناى قطعه و تکه است. «کبائس» جمع کِباسه به معنى خوشه است. «عسالیج» به معنى شاخه هاست،و مفردش «عُسلوج» است.}}'''}}
{{تورفتگی:a:'''{{سرمهای: }}'''}}
نام کتاب : نهج البلاغه نویسنده : نهج البلاغه جلد : 1 صفحه : 164