{{تورفتگی:a:'''{{سرمهای:از سخنان آن حضرت است چون به بصره نزدیک شد، عده اى از مردم بصره عربى را خدمت حضرت فرستادند تا حقیقت برنامه او را با اصحاب جمل معلوم کند و شبهه اى که در این واقعه براى آنان بود رفع شود. امام آنچنان مسأله را براى او روشن کرد که دانست حق با آن حضرت است، سپس به او فرمود: بیعت کن.گفت: من فرستاده مردمم، کارى انجام نمى دهم تا به آنان بازگردم، حضرت فرمود:}}'''}}
{{تورفتگی:a:'''{{سرمهای:گفت: من آنان را رها مى کنم و به محلّى که داراى آب و گیاه است مى روم. امام فرمود: اکنون دستت را براى بیعت با من دراز کن. آن مرد گفت:به خدا سوگند با تمام بودن حجت بر من نتوانستم از بیعت امتناع کنم، بنابراین با آن حضرت بیعت کردم. آن مرد معروف به کُلَیب جَرمى است.}}'''}}
نام کتاب : نهج البلاغه نویسنده : نهج البلاغه جلد : 1 صفحه : 169