باز بودن راه و استطاعت زمانى، پس بر مريضى كه قدرت رفتن به حج ندارد يا بر او حرج و مشقت زياد دارد واجب نيست اگر بر او حج مستقر نشده باشد و بر كسى كه راه براى او باز نيست يا وقت تنگ است بطورى كه نمىتواند به حج برسد نيز واجب نيست.
{a«42» م - a}اگر با وجود شرايط استطاعت، حج را ترك كرد، حج بر او مستقر مىشود و بايد بعدا به هر نحو مىتواند به حج برود ولو به سختى و گرفتن مال از ديگران و اگر بميرد بايد حج او را از اصل تركه خارج نمايند.
{a«43» م - a}مستطيع بايد خودش به حج برود، و حج ديگرى از طرف او كفايت نمىكند، مگر در مورد مريض يا پير به شرحى كه بعدا بيان مىشود.
{a«44» م - a}كسى كه خودش مستطيع است نمىتواند از طرف ديگرى براى حج نايب شود يا حج استحبابى بجا آورد، و اگر حج نيابى يا استحبابى بجا آورد در صورتيكه عالم و عامد باشد صحت نيابتش خالى از اشكال نيست و اما در صورت جهل يا غفلت ذمه منوب عنه برى و فقط اجرة المثل را مستحق است نه اجرة المسمى را.
{a«45» م - a}كسى كه حج بر او مستقر شد و بجا نياورد تا فوت شد، بايد از تركهء او براى او حج بدهند و حج ميقاتى كفايت مىكند، و تا حج او را ندهند ورثه نمىتوانند در تركه تصرف نمايند چه تركه بقدر مصرف حج باشد يا زيادتر مگر آنكه حج را به ذمه بگيرند. و لازم است در همان سال فوت، حج را اداء نمايند و تأخير از آن جايز نيست، و چنانچه در آن سال استيجار ممكن نباشد مگر از بلد، لازم است از بلد اجير بگيرند و از اصل تركه خارج مىشود، و همچنين اگر در آن سال از ميقات نتوانند اجير بگيرند مگر به زيادتر از