نام کتاب : BOK29721 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 153
بىبند و بار باشد و سر سفرهء هر كس بنشيند و برايش مهم نباشد. مواظب خودتان باشيد. همچنانكه شخصيتهاى بزرگ از اول مراقب بودند كه به خانه چه كسانى بروند و كنار سفرهء چه كسانى بنشينند.
نقل مىكنند مرحوم آقا شيخ محمد جواد فيض آبادى مرد بسيار بزرگوارى بود و بسيار مراقب بود كه هنگام رفتن به شيراز به هر خانهاى نرود بلكه خانهء مرد پاك و متدين و مؤمنى را انتخاب كرده بود. كه او پدر آقاى محمد حسن ايمانى است. گفتند: چرا آنجا را انتخاب كردى؟ مىفرمود: بايد جايى بروم كه اولش بسم الله و آخرش حمد الهى باشد. يعنى اول به ياد خدا و آخر هم به ياد خدا. آقا محمد حسين ايمانى مىگويد: روزى پدرم سخت گرفتار بود و وضع نامساعدى داشت. تصادفاً خبر آوردند كه آقا شيخ محمد جواد فيض آبادى مىخواهند تشريف بياورند. پدرم ناراحت شد كه با اين وضع اگر آقا بيايند و مردم نيز به ديدن او شرفياب شوند، چه كنم به اين جهت تا صبح در فكر بود و از طرفى آقا شيخ محمد جواد نيز وجه بيشترى داده بودند تا او را سريعتر به شيراز برسانند تا ظهر جمعه نشده غسل جمعه نمايند و از اين مستحب محروم نشوند. ايشان تا وارد منزل پدرم شدند، فرمودند: چرا ديشب اين قدر ناراحت بودى كه من بد موقع مىآيم؟ پدرم گفت: آقا از كجا فهميديد؟ ايشان فرمود: مىخواهم حمام بروم و غسل كنم، ناراحت نباش كه مشكلات تو نيز حل شده است. آنگاه فرمودند: تا
نام کتاب : BOK29721 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 153