نام کتاب : BOK35182 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 220
پس اگر دو نفر از كسى طلبكار باشند وانسان بگويد من ضامن هستم كه طلب يكى از شماها را بدهم، چون معيّن نكرده كه طلب كدام را مىدهد و در دفتر هم نوشته نباشد ضمان او باطل است و نيز اگر كسى از دو نفر طلبكار باشد وانسان بگويد من ضامن هستم كه طلب يكى از آن دو نفر را به تو بدهم، چون معيّن نكرده كه بدهى كدام را مىدهد، ضمان او باطل مىباشد و همچنين اگر كسى از ديگرىمثلاً ده من گندم وده تومان پول طلبكار باشد وانسان بگويد من ضامن يكى از دو طلب تو هستم ومعيّن نكند كه ضامن گندم است يا ضامن پول، صحيح نيست.
مسأله 2331 - اگر طلبكار طلب خود را به ضامن ببخشد يعنى ذمّه او را برىء كند، ضامن نمىتواند از بدهكار چيزى بگيرد و اگر مقدارى از آن را ببخشد مىتواند آن مقدار را مطالبه نمايد.
مسأله 2332 - اگر انسان ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد، نمىتواند ازضمان خود برگردد.
مسأله 2333 - ضامن و طلبكار مىتوانند شرط كنند كه هر وقت بخواهند ضامن بودن ضامن را به هم بزنند.
مسأله 2334 - هرگاه انسان در موقع ضامن شدن، بتواند طلب طلبكار را بدهد اگرچه بعد فقير شود، طلبكار نمىتواند ضامن بودن او را به هم بزند وطلب خود را از بدهكار اوّل مطالبه نمايد، و همچنين است اگر در آن موقع نتواند طلب او را بدهد ولى طلبكار بداند و به ضامن شدن او راضى شود.
مسأله 2335 - اگر انسان در موقعى كه ضامن مىشود، نتواند طلب طلبكار را بدهد وطلبكار در آن وقت نداند و بعد ملتفت شود، مىتواند ضامن بودن او را به هم بزند، ولى اگر پيش از آن كه طلبكار ملتفت شود، ضامن قدرت پيدا كرده باشد چنانچه بخواهد ضامن بودن او را به هم بزند، اشكال دارد.
مسأله 2336 - اگر كسى بدون اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد، نمىتواند چيزى از او بگيرد.
نام کتاب : BOK35182 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 220