نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 148
است. انسان بايد ببيند و فكر كند كه چه كسانى بودند و الان به زير خاك رفتند. انسان بايد يك مقدارى تأمل كند كه روزى خود من و شما هم به اينجا مىرويم.
امام جعفر صادق(ع) به اباصالح فرموند: اى اباصالح، وقتى جنازه اى را بر دوشت مىگيرى، خيال كن خودت هستى كه مىبرند. وقتى جنازه را به غسّالخانه بردند و غسل دادند، فكر كن كه تو جاى او هستى كه در حال غسل دادنت هستند. تو هستى كه كفنت مىكنند. بعد حضرت(ع) فرمود: اى اباصالح، خيال كن تو را در قبر گذاشتند و خاك بر سر تو ريختند. همه رفتند و تو را در آن قبر تاريك تنها گذاشتند كه يك مرتبه صداى ناله ات بلند مىشود كه خدايا مرا برگردان شايد كار شايسته بكنم و الان خدا دعايت را مستجاب كرده و برگشته اى. ببينيد حضرت(ع) چه تشبيه زيبايى كرده است. فرمود: خدا دعايت را مستجاب كرد، حال كه از قبر برگشتى، ديگر خودت را آلوده نكن. به سراغ گناه نرو و عوض شو. اگر ما به اين صورت به قبرستان برويم، چقدر خوب است.
خدا رحمت كند مرحوم حاج انصارى واعظ(رحمه الله) را، من پاى منبرشان بودم كه ايشان مىفرمود: آقايان قمى، به قبرستان حاج شيخ(رحمه الله) كه مىرويد كارتان اين نباشد كه فاتحه بخوانيد و برگرديد. مىفرمود: قبرستان كه مىرويد مدّتى بايستيد. فكر كنيد كه چه كسانى بودند و رفتند و كجا هستند؟ اصلاً اگر نخواستيد فاتحه هم نخوانيد بلكه بيشتر فكر كنيد به حالات اموات و اينكه روزى هم ما بايد به آنجا برويم و در ميان قبر بخوابيم. معلوم مىشود اين كه گفته شده عصر پنجشنبه قبل از غروب آفتاب به قبرستان برويد و ياد اموات كنيد اين رفتن ما فقط ياد
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 148