نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 160
خدا مرحوم امام را رحمت كند. در اوايل انقلاب كه مردم تعهّد داشتند چقدر مملكت خوب بود امّا الان نگاه مىكنى پر است از بى بند و بارى ها. مشكل از خودمان است. عدّه اى خيال مىكنند كه آزادى، ترحّم و لطف است، اين خيانت است نه لطف. مثل اين است كه بچّه را رها كنى كه آزاد باشد و هر كارى مىخواهد انجام دهد. ممكن است اين بچّه خودش را از بين ببرد. ممكن است از پرتگاه بيافتد، بچّه كه عقلش نمىرسد. خداوند متعال مسئوليت بچّه را بر عهده پدر و مادر گذاشته است همينطور نيز مسئوليت مملكت را بر عهده مسئولين گذاشته است. نمىشود كه بگويند آزاد باشيد نتيجه آزادى اين است الان از هر گوشه يك خيانتى بلند مىشود حتّى در شهر مقدّس قم.
گاهى مىشنويم كه فلان خيانت شده است، لا اله الّا الله در قم؟ آنها كه عقلشان نمىرسد. نمىفهمند كه اينجا چه شهرى است. اين چيزها كه سرشان نمىشود. آنها فقط مىخواهند آزاد باشند و هر جا بروند و هر كارى بكنند. ممكن است پول هم به آنها داده باشند كه قم را خراب كنند. آدم كثيف فقط پول مىخواهد، عقلش كه نمىرسد. نعمت امنيت بزرگترين نعمت است.
نعمت دوّم{a«وَ الْعَافِيَةُ»a} كه ما اصلاً قدر تندرستى را نمىدانيم. در روايتى از امام صادق(ع) نقل مىكنند كه مىفرمايد: «الْعَافِيَةُ نِعْمَةٌ خَفِيَّةٌ إِذَا وُجِدَتْ نُسِيَتْ وَ إِذَا فُقِدَتْ ذُكِرَتْ»[1] نعمت عافيت يك نعمت پنهان است. مادامى كه عافيت است فراموش مىشود و اصلاً نمىدانيم كه اين سلامتى را داريم امّا وقتى از دست داده شد تازه مىفهميم چه نعمتى را از دست داده ايم. قربان ائمّه(عليهما السلام) بشوم، چه واقعيتهايى را بيان كرده اند. مىگوييم اى جوانى يادت بخير، اى سلامتى يادت