نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 162
اين را مىگويند سفير و رسول، رسول واسطةةة بين خلق و خالق است. چرا پيغمبر را رسول مىگويند؟ چون واسطه و رسول خدا است، سفير خدا است. از طرف خدا براى ما آمده است پس در واقع، پيغمبر آمده تا بين ما و خدا را آشتى دهد.
در روايتى حضرت(ص) آن دسته اى را كه منبر بروند و مردم را نااميد كنند نفرين كرد كه رنگ بهشت را نخواهند ديد. مردم را از رحمت خدا نااميد نكنيد.
حضرت(ص) مىفرمايد: من دوست دارم شخصى كه مردم را بين دو حالت رجاء و خوف نگه بدارد؛ بنابراين، هم از خدا بترسانيد و هم اينكه نااميدشان نكنيد.
پس حضرت(ص) مىفرمايد: هيچ رسولى عادل تر از حقّ نيست چون حقّ است، يعنى مردم اگر حقّ را از شما ببينند زود به شما نزديك مىشوند. الان كه مردم دارند از روحانيت كناره گيرى مىكنند عمل خودمان باعث اين كار شده است و الّا اگر ما از روى حقّ و حقيقت رفتار كنيم مردم سر و جان فدا مىكنند. از ما انتظار دارند. روحانى نبايد به مردم توهين كند، چرا؟ براى اينكه روحانيت پايگاهش دل مردم است. اگر روحانيت واقعاً مىخواهد در بين مردم باشد و مردم به دادش برسند اصلاً محافظ نمىخواهد. محافظان او خود مردم هستند. سر و جان برايش فدا مىكنند. ما بايد كارى كنيم كه هميشه با حقّ باشيم. حركتمان، رفتارمان، كردارمان براى خدا باشد.
پيغمبر خدا(ص) به اباذر فرمود: اباذر، دنبال حقّ باش اگر چه تلخ باشد. من و شما هم بايد همينطور باشيم. حقّ تلخ است ولى باشد، از حقّ جدا نشويد. هميشه حقّ را به مردم برسانيد. واقعيت ها را به مردم بگوييد. مردم وقتى از شما واقعيت ببينند دنبالتان مىدوند.
خداوند ان شاء الله توفيق عمل به اين وصيتها را به ما مرحمت بفرمايد.
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 162