نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 175
بلا را نصيبش كرده است. از آن طرف، مىداند كه در مقابل صبر بر آن بلا هم خدا به او مزد و اجر مىدهد؛ پس ما در بعضى بلاها در دو مرحله نتيجه مىگيريم. اگر انسان صابر باشد از دو جنبه نتيجه و مزد مىگيرد هم در دنيا خدا به او مزد مىدهد و هم در آخرت به او عوض مىدهد. چه بسا بلا براى او حكمتى داشته باشد كه خودش نمىدانسته است.
شيخ بهايى(رحمه الله) نقل مىكند: مختار ثقفى مىخواست ناودان خانه اش را درست كند كه از بالاى پشت بام افتاد و پاهايش شكست. روزى به فكر فرو رفته بود. به او گفتند: چرا در فكرى؟ گفت: من در تعجّبم كه چطور شد من به بام رفتم و اينطور افتادم و پاهايم شكست؟ هر چه فكر مىكنم كه چه گناهى از من سر زده است كه خدا من را مستحقّ اين عقوبت ديده، چيزى يادم نمىآيد، مىخواهم بدانم و مراقبت كنم كه دفعه بعد گناهى انجام ندهم. اين دفعه كه گذشت، كتكش را خوردم ولى بدانم دليل آن چيست كه براى آينده دوباره آن كار را تكرار نكنم.
طولى نكشيد نامه اى از طرف عبيدالله برايش آمد كه او را براى فرماندهى لشكر عمر سعد دعوت كرد كه به كربلا و جنگ با امام حسين(ع) بيايد. نامه را خواند و به قاصدى كه نامه را آورده بود گفت: برو به امير بگو جريان مختار اين است كه من زمين خورده ام و پاهايم شكسته است و اصلاً نمىتوانم بلند شوم. بعد از اينكه قاصد از خانه او رفت، بلند شد و سجده شكر به جا آورد و گفت: خدايا شكر، حالا فهميدم حكمت اينكه پاهايم شكست چه بود. خدا مىخواست دست من به خون امام حسين(ع) آلوده نشود. پس يكى از علامتهاى مؤمن، صبر بر بلا است.
«وَ الاِحْتِمَالُ لِلظُّلْمِ» تحمّل ظلم يكى ديگر از صفات شخص عاقل است. عاقل هميشه متحمّل ظلم است يعنى هميشه مورد اذيت و آزار است. خدا دشمنان دين
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 175