نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 310
كمپانى( رضى الله عنه) حمّام مىآمدند. وقتى مىآمدند نگاه مىكرديم همه دست ها و ناخنها و محاسنشان را حنا كرده بودند. خيلى مقيد بودند. علما وقتى مىآمدند و اين آداب را انجام مىدادند مردم متدين هم مىديدند و اين كار را مىكردند ولى ما همه اينها را كنار گذاشتيم، مردم هم ديگر انجام نمىدهند و رعايت نمىكنند.
خلاصه هر آقايى در هر منطقه اى رهبر مردم است. او پيشواى مردم است. مردم او را نگاه مىكنند. اين يك واقعيت است كه نمىشود انكار كرد. عدّه اى دنبال اين هستند كه ببينند روحانى شان چه كار مىكند، آنها هم انجام دهند. به كيفيت نماز خواندن او نگاه مىكنند. به حرف زدن او توجّه مىكنند و به نشستن او دقّت مىكنند و آن را ياد مىگيرند. بخشى از رفتار و كردار مردم نتيجه عمل ما است. مردم از روحانى الگو مىگيرند.
«وَ يَسْتَبْشِرُ بِهِ الْمُؤْمِنُ» نهم، خدا به مؤمن مژده مىدهد و مىگويد بارك الله بنده من.
«وَ يَغِيظُ بِهِ الْكَافِرَ» دهم، كافر از اين حركت شما ناراحت شده و خشمگين مىشود. كفّار غضبناك شده و مىگويند چرا اينها سر و صورتشان را رنگ مىكنند؟ البتّه همين سرزنشها باعث شده است ما اين آداب را كنار بگذاريم. ما خيلى از كارها را رها كرديم تعارف هم ندارد فقط براى اينكه مردم به ما حرف مىزنند.
«وَ هُوَ زِينَةٌ وَ طِيبٌ» يازدهم و دوازدهم، زينت و طيب مؤمن است.
«وَ يَسْتَحْيِي مِنْهُ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ» سيزدهم، مؤمن را هم كه در قبر مىگذارند وقتى نكير و منكر مىآيند مىگويند از او چه سؤالى كنيم؟ اين كه آثار امر الهى روى سر و صورتش هست. اين محاسنش خضاب شده است لذا خجالت مىكشند از او سؤال كنند و ممكن است سؤال هم نكنند چون در بعضى روايات داريم كه ديگر سؤال هم نمىكنند. معلوم مىشود او مطيع خدا است.
«وَ هُوَ بَرَاءَةٌ لَهُ فِي قَبْرِهِ» آخرين نتيجه خضاب كردن اين است كه او را در قبر محافظت مىكند. خدا از عذاب قبر او را حفظ مىكند.
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 310