و آيا كسى كه بدى كردارش براى او آراسته شده است و آن را نيكو مىبيند (همانند كسى است كه واقع را آنچنان كه هست مىبيند)؟! پس در واقع خدا هر كس را (بخاطر اعمالش) بخواهد در گمراهى وانهد، و هر كس را بخواهد (و شايسته بداند) راهنمايى كند؛ پس بخاطر حسرتها (ى گوناگون) بر آنان جانت (از دست) نرود؛ كه خدا به آنچه با زيركى انجام مىدهند داناست. (8) و خدا كسى است كه بادها را فرستاد و (بادها) ابرى را بر مىانگيزند، و آن را به سوى سرزمين مرده رانديم، و بوسيله آن، زمين را پس از مردنش زنده مىكنيم؛ زنده كردن (مردگان نيز) اينچنين است. (9) كسى كه همواره عزّت مىخواهد، پس (از خدا بخواهد، چرا كه) همه عزّت فقط از آن خداست؛ سخنان پاكيزه فقط به سوى او بالا مىرود، و كار شايسته آن را بالا مىبرد؛ و كسانى كه فريبكارى بد مىكنند براى آنان عذاب شديدى است و فريب آنان خود هلاك مىگردد. (10) و خدا شما را از خاكى آفريد، سپس از آب اندك سيّال، سپس شما را به صورت جفتهايى قرار داد؛ و هيچ مادهاى باردار نمىشود و نمىزايد مگر به علم او، و هيچ كهنسالى عمر طولانى نمىكند، و از عمرش كاسته نمىشود، مگر اينكه در كتاب (علم الهى ثبت) است؛ در حقيقت آن (كارها) بر خدا آسان است. (11) و دو دريا يكسان نيستند: اين (يكى) خوشى گوار [و] نوشيدنش گواراست، و آن (ديگرى) شور تلخ است؛ و از هر (دو) گوشت تازه مىخوريد و زيورى كه آن را مىپوشيد بيرون مىآوريد؛ و كشتىها را در آن (آب) شكافنده مىبينى، تا از بخشش او بهره جوييد؛ و تا شايد شما سپاسگزارى كنيد. (12) (خدا) شب را در روز وارد مىكند، و روز را در شب وارد مىكند، و (منافع) خورشيد و ماه را مسخّر ساخته، در حالى كه هر كدام تا سرآمد معيّنى روانند؛ اين خدا، پروردگار شماست؛ فرمانروايى تنها از آن اوست؛ و كسانى را كه جز او مىخوانيد (و مىپرستيد) مالك هيچ پوست هسته خرمايى نيستند. (13) اگر آن (معبود) ان را بخوانيد (صدا و) دعاى شما را نمىشنوند، و اگر (بر فرض) مىشنيدند (دعاى) شما را نمىپذيرفتند؛ و روز رستاخيز، شرك (و پرستش) شما را منكر مىشوند؛ و (هيچ كس) مانند (خداى) آگاه، تو را با خبر نمىسازد. (14) اى مردم! شما به خدا نيازمنديد، و فقط خدا توانگر [و] ستوده است. (15)