نام کتاب : أطیب البیان في تفسیر القرآن نویسنده : طیب، عبدالحسین جلد : 1 صفحه : 127
و ظاهر اینست که اطلاق کتاب بر انسان که عالم صغیر است و بر عالم کبیر بواسطه مشابهت و نوعی از عنایت و مجاز است چنانچه کلمه بر موجودات تکوینی اطلاق میگردد، درباره عیسی علیه السّلام میفرماید﴿وَ کَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلی مَرْیَمَ﴾ (1) و ائمه هدی میفرمایند نحن الکلمات التامات(2) و گرنه کلمه و کلام از مقوله لفظ و کتاب از قبیل نگارش و تدوین است ﴿لا رَیْبَ فِیهِ﴾ ریب بمعنی شک است ولی در جایی که محل شکّ نیست و نباید کسی شک نماید و ظاهر اینست که گمان بد را ریب گویند لذا بر تهمت اطلاق ریبه میشود و شخص متهم را مریب گویند و در حدیث است
«لا نقبل شهادة المریب»
ای المتهم بالسوء و نیز در حدیث است
«خذوا علیید المریب»
و مراد اینست که گمان بد در قرآن جای ندارد مثل اینکه گمان رود از جانب خدا نباشد یا جامع سعادت دنیا و آخرت بشر نباشد یا کلمه بر خلاف حق و خطا داشته باشد یا سایر عیوب و نواقصی که در کتب دیگر است در او باشد اگر گفته شود کلمه لا برای نفی جنس است و دلالت دارد بر اینکه درباره قرآن شکّی وجود ندارد، در صورتی که کفّار و مشرکین و بعض فرق دیگر درباره قرآن شک دارند؟
گوئیم اوّلا آیه در مقام این نیست که بگوید شک و ریب از جانب احدی راجع بقرآن واقع نشده بلکه دلالت دارد بر اینکه در قرآن جای شک نیست و اگر کسی شک نماید بیجا و بیمورد است، و میتوان گفت شکّی که از کفار و مشرکین و یهود و نصاری درباره قرآن واقع شده بحسب واقع شکّ نیست بلکه در موارد بسیار عناد و عصبیت و جحود و گاهی تقصیر در مقدّمات و یا قصور است و بعضی گفته اند آیه در مقام نهی است مانند ﴿فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِی الْحَجِّ﴾ (3)