(محقّقا کسانی که کافر شدند مساوی است برای ایشان که بترسانی آنان را یا نترسانی، در هر صورت ایمان نمیآورند) برای بیان این آیه در چند مقام بحث میشود:
«مقام اول»
اشاره
در معنی کفر و اقسام آن: کفر در لغت بمعنی ستر و پوشاندن است و از اینجهت زارع را کافر گویند زیرا دانه و بذر را زیر خاک پنهان میکند چنانچه در قران میفرماید ﴿کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَباتُهُ﴾ (1) (مانند بارانی که رویانیدن آن زارعین را بشگفت در میآورد) و تکفیر بمعنی احباط، و کفّارة نیز بمناسبت این است که معاصی را ستر میکند ﴿إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ﴾ (2) (اگر از گناهان کبیره که از آنها نهی شده اید اجتناب کنید گناهان صغیره شما را از شما محو میکنیم) و کافر را برای اینکه حق برای او پوشیده و مستور است کافر گفتند، و برای کفر اقسامی است:
1- کفر از روی جهل و قصور یا تقصیر که از آن بضلالت تعبیر میشود
2- کفر از روی جحود و انکار چنانچه در قرآن کریم میفرماید ﴿وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ﴾(3) (آیات الهی را انکار نمودند و حال آنکه بآنها یقین داشتند)
3- کفر از روی نفاق که ظاهرا اظهار ایمان کند ولی باطنا معتقد نباشد
4- کفر از جهت شکّ که نسبت بامور اعتقادی شکّ و تردید و تزلزل داشته باشد