نام کتاب : أطیب البیان في تفسیر القرآن نویسنده : طیب، عبدالحسین جلد : 1 صفحه : 300
مطلقه را هم مقیّد میکند.
«جواب»
اولا مورد اطلاق و تقییدی در متنافیین است مانند اعتق رقبة و لا تعتق الکافرة که جمله دوم، جمله اول را مقیّد میکند، ولی مثبتین مانند اکرم الفقهاء، و اکرم کل عالم، جمله اول جمله دوم را مقید نمیکند بلکه در اینگونه موارد اعم العنوانین را باید اخذ نمود و آیه مورد نظر از این قبیل است و ثانیا خود این عبارت کنایه از خلود است زیرا قرآن مطابق عرف لغت عرب نازل شده و عرب از دوام و خلود باین عبارت تعبیر میکند و ثالثا اگر مراد از آسمان و زمین همین آسمان و زمین بهمین نحو باشد لازم آید عدم دخول اهل دوزخ در آتش، بلکه عدم دخول اهل بهشت در بهشت، زیرا بنصّ قرآن روز قیامت آسمان در هم پیچیده شود ﴿یَوْمَ نَطْوِی السَّماءَ کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ﴾ (1) و در زمین تغییر و تبدیل حاصل شود ﴿یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ﴾ (2) و لذا در بعض اخبار تفسیر ببهشت و دوزخ عالم برزخ شده و اگر مراد مواد آسمان و زمین است دلیل بر فنا و انعدامش نداریم و رابعا آسمان و زمین مطلق است و در دار آخرت نیز زمین و آسمانی مناسب آن عالم خواهد بود چون دار دار ثبات و بقاء است همه چیز آن ثابت و دائم خواهد بود و خامسا اگر این عبارت خلود اهل نار را مقیّد کند خلود اهل بهشت را نیز مقیّد میکند چون در آیه بعد بهمین عبارت نسبت بخلود بهشتیان تعبیر شده ﴿وَ أَمَّا الَّذِینَ سُعِدُوا فَفِی الْجَنَّةِ خالِدِینَ فِیها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ﴾ (3) و حال آنکه خلود اهل بهشت مورد اعتراف خصم است.
دسته سوم
اشاره
خلود را اعتراف نموده ولی تسرمد عذاب را انکار کرده اند و