«من ظلم سلط اللَّه علیه من یظلمه او علی عقبه او علی عقب عقبه، قال الراوی هو یظلم فیسلط اللَّه علی عقبه او علی عقب عقبه قال فانّ اللَّه تعالییقول﴿وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلًا سَدِیداً﴾ (2)
(کسی که ستم کند، خدا بر او مسلّط کند کسی که او را ستم نماید و یا بر فرزند او یا بر فرزند فرزند او، راوی گفت عرض کردم او ستم نموده خدا بر فرزند او و بر فرزند فرزند او مسلّط مینماید؟ فرمود خدای تعالی میفرماید باید بترسند کسانی که پس از خود فرزندان خردی میگذارند و بر آنها میترسند «یعنی بترسند از اینکه بر فرزندان دیگران ستم کنند» پس درباره فرزندان دیگران از خدای بترسند و گفتار صواب و درست درباره آنها بگویند)
سؤال
آیا این منافی با عدل نیست که شخصی ستم کند و از فرزندان و نواده گان او انتقام بگیرند با اینکه خداوند در قرآن میفرماید ﴿وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری﴾ (3) (بردارنده ای گناه و بار دیگری را برنمیدارد)؟
«جواب»
انتقام از اعقاب و فرزندان ظالم از سه وجه ممکن است باشد:
وجه اول اینکه فائده ظلم پدران بآنها رسیده باشد مثل اینکه اموالی را پدر غصب نموده و فرزند میداند ولی بصاحبش رد نمیکند، بلکه مورد استفاده و تصرّف قرار میدهد وجه دوم اینکه بفعل پدران راضی باشند که بمفاد