نام کتاب : أطیب البیان في تفسیر القرآن نویسنده : طیب، عبدالحسین جلد : 1 صفحه : 340
و مثل مزاح است مطایبه و لعب و هزل که تماما از فضول کلام، و اگر مشتمل بر معصیت باشد حرام است و از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم روایت شده که فرمود
(کسی که از شر شکم و عورت و زبان خود جلوگیری کند بتحقیق خود را نجات داده و حفظ نموده است) و نیز سؤال شد نجات در چیست؟ فرمود
«املک علیک لسانک» «2»
(اختیار زبانت را داشته باشی) و نیز فرمود
«لایستقیم ایمان عبد حتییستقیم قلبه و لا یستقیم قلبه حتییستقیم لسانه» «3»
(ایمان بنده دارای استقامت نباشد تا دل او مستقیم شود و دل مستقیم و راست نشود تا وقتی که زبان مستقیم گردد) و نیز فرمود
«اذا اصبح ابن آدم اصبحت الاعضاء کلّها مستکفی اللسان ای تقول اتّق اللَّه فینا فانک ان استقمت استقمنا و ان اعوجت اعوجنا» «4»
(پسر آدم هر روز که صبح میکند همه اعضاء از زبان طلب کفایت میکنند یعنی میگویند بترس از خدا درباره ما، چه آنکه اگر تو راست رفتی همه ما راست میرویم و اگر تو کج رفتی همه ما کج میرویم) اما افتخار و مباهات: از شعب کبر و عجب است و هر دو از بزرگترین اخلاق رذیله میباشد و انسانی که دیروز نطفه گندیده بود و امروز حامل قاذورات و فردا مردار متعفّنی است جای افتخار و مباهات برای او نیست و اگر به اینکه مسلمان و مؤمن است افتخار میکند باید در نظر داشته باشد که عواقب امور را کسی نمیداند که آیا مسلمان و با ایمان از دنیا میرود یا خدای ناکرده کافر و فاسق میمیرد و چه بسا اشخاصی که در طریق سعداء بودند و عاقبت شقی از دنیا رفتند و چه بسا کسانی که در طریق اشقیاء بودند و عاقبت آنها بسعادت خاتمت یافت.
اما دفع نسبت از خود: برای قطع این سبب اولا ممکن است بگوید من نبوده ام و دیگری بوده و او را معرفی و تعیین نکند و ثانیا متوجه باشد که این عمل