responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : أطیب البیان في تفسیر القرآن نویسنده : طیب، عبدالحسین    جلد : 1  صفحه : 352

و نیز فرمود

«ایّما مؤمن منع مؤمنا شیئا ممّا یحتاج الیه و هو قادر علیه من عنده او من عند غیره اقامه اللَّه تعالی یوم القیمة مسودّا وجهه مزرقة عیناه مغلولة یداه الی عنقه فیقال هذا الخائن الّذی خان اللَّه تعالی و رسوله ثمّ یؤمر به الی النار» (1) (هر مؤمنی منع کند از مؤمنی چیزی را از آنچه بآن احتیاج دارد و حال آنکه قادر باشد چه از نزد خودش یا از نزد غیر خودش، خدای تعالی او را در قیامت بپادارد در حالی که روی او سیاه و چشمهای او سفید شده و دستهای او بگردنش بسته شده، پس گفته شود اینست خائنی که بخدا و رسول او خیانت کرده، سپس امر شود که او را بطرف آتش برند) و نیز فرمود

«من کانت له دار و احتاج مؤمن الی سکنها فمنعه ایّاها قال اللَّه تعالی یا ملائکتی ابخل عبدی علی عبدی بسکنی الدنیا بعزّتی و جلالی لا یسکن جنانی ابدا» «2»

(کسی که برای او خانه ای باشد و مؤمنی بسکونت آن محتاج باشد و از وی منع کند، خدای تعالی فرماید ای فرشتگان من بنده من بسکونت خانه دنیا بر بنده من بخل ورزید، قسم بعزّت و جلالم که او را در بهشتهایم هیچگاه سکونت نخواهم داد) و نیز در خبر است که حضرت صادق علیه السّلام بجماعتی که نزد او مشرف بودند فرمود

«ما لکم تستخفّون بنا فقام رجل من اهل خراسان فقال معاذا لوجه اللَّه ان نستخفّ بک او بشی ء من اوامرک فقال انک احد من استخف بی فقال معاذا لوجه اللَّه ان استخفّ بک فقال علیه السّلام ویحک الم تسمع فلانا و نحن بقرب الجحفه و هو یقول احملنی قدر میل فقد و اللَّه اعییت و اللَّه ما رفعت به رأسا لقد استخففت به و من استخفّ بمؤمن فبنا استخف و ضیّع حرمة اللَّه عزّ و جل» «3»

(چه شد است شما را که بما استخفاف میکنید؟ پس مردی از اهل خراسان بپا شد و عرض کرد پناه میبریم بخدا از اینکه بتو یا بچیزی از اوامر تو استخفاف کنیم، حضرت فرمود بدرستی که تو یکی از کسانی هستی که بمن استخفاف نموده اند، گفت پناه میبرم بخدا از اینکه بتو


(1) و 2 و 3- جامع السعادات

نام کتاب : أطیب البیان في تفسیر القرآن نویسنده : طیب، عبدالحسین    جلد : 1  صفحه : 352
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست