نام کتاب : أطیب البیان في تفسیر القرآن نویسنده : طیب، عبدالحسین جلد : 1 صفحه : 431
و امّا قول حکماء که چون اراده را از صفات ذات دانسته اند و با توجه باصل (عدم انفکاک اراده از مراد) مجبور شده اند عالم را قدیم زمانی بدانند فاسد است زیرا اشکالی ندارد که خدا علم بصلاح فعلی در زمان مخصوصی داشته باشد یعنی آن فعل در این زمان مصلحت دارد و باید تحقق پیدا کند نمیتوان گفت اراده از مراد منفکّ گردیده است بلی اگر فرض شود فعل قبل از زمان مخصوص یا بعد از آن زمان متحقق شده انفکاک مذکور لازم آمده است
«مقام دوم»
در معنای شی ء است که در کلمه ﴿إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ﴾ گذشت اینجا هم بر حسب تذکر یادآور میشویم عدّه ای گفته اند که شی ء مساوق وجود است مفهوما و این دسته میگویند شی ء همان موجود است دسته دوم گویند شی ء مفهوما عدم و معدوم است و اینکه گفته شده است خدا بر هر شی ء تواناست مراد اینست که خدا میتواند معدوم را موجود کند دسته دیگر شی ء را حال دانسته اند (حال واسطه بین وجود و عدم یا موجود و معدوم است بنا بر قولین) و هر سه قول خالی از اشکال نیست امّا قول دسته اول از دو جهت باطل است:
(1)- وجود و موجود اعمّ از واجب و ممکن است در صورتی که وجود واجب متعلّق قدرت قرار نمیگیرد پس نمیتوان شی ء را موجود دانست 2- در صورتی که مراد از شی ء وجود باشد قدرت بر ایجاد وجود تحصیل حاصل و محال است.
و امّا قول دسته دوم نیز از دو جهت فاسد است
(1) چون عدم اعمّ از ممتنع و ممکن است و ممتنع متعلّق قدرت قرار نمیگیرد
نام کتاب : أطیب البیان في تفسیر القرآن نویسنده : طیب، عبدالحسین جلد : 1 صفحه : 431