نام کتاب : أطیب البیان في تفسیر القرآن نویسنده : طیب، عبدالحسین جلد : 1 صفحه : 519
ازلّه الشیطان یعنی ازاله عن الحق، و هبوط بمعنی نزول و وقوع از اعلی باسفل است و بمعنی انتقال از موضعی بموضع دیگر نیز استعمال می شود مثل آیه شریفه ﴿اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَکُمْ ما سَأَلْتُمْ﴾ (1) و خطاب جمع در اهبطوا بعضی گفتند بآدم و حوا است و اقلّ جمع دو است و بآیه ﴿فَإِنْ کانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ﴾ استشهاد نمودند که اخوه «صیغه جمع» از دو ببالا را شامل میشود چنانچه در خبر هم استشهاد نموده و فتوای اصحاب نیز در مسئله همین است.
ولی این کلام تمام نیست برای اینکه اولّا منافی است با جمله بعضکم لبعض عدو، زیر لازم آید که آدم و حوا دشمن یکدیگر باشند و ثانیا خطاب بواسطه ضمیرکم بدو نفر استعمال نشده است و ثالثا با ضمایر قبل که همه را تثنیه آورده منافی و بر خلاف سیاق است.
و قیاس بآیه ﴿فَإِنْ کانَ لَهُ إِخْوَةٌ﴾ قیاس مع الفارق است زیرا در اینجا بقرینه خبر ثابت شده و اگر خبری نداشتیم نمی گفتیم، و بعضی گفتند مراد آدم و حوا و ابلیس است و اگر چه هبوط شیطان هنگام ترک سجده بآدم بود و خطاب ﴿فَاهْبِطْ مِنْها فَما یَکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فِیها﴾ (2) قبلا باو شده بود ولی در اینجا نیز با آدم و حوا مورد خطاب اهبطوا قرار گرفته اند و این سخن نیز تمام نیست زیرا مفاد جمله بعضکم لبعض عدو، عداوت طرفین است در حالی که آدم و حوا با ابلیس دشمنی نداشتند بلکه ابلیس با آنها دشمنی نموده.
و بعضی گفتند مراد آدم و حوا و ابلیس و مار است و این گفتار فاسدی است که بعض از مفسرین از تورات رائج اخذ نموده اند و در قرآن در هیچ جا اسمی از ما نیست