نام کتاب : شناخت نامه کلینی و الکافی نویسنده : قنبری، محمد جلد : 1 صفحه : 461
4. با آن که احادیث کتاب کافی از نظر حجم بیشترین حدیث را نسبت به سایر جوامع حدیثی اولیه شیعه دارد، ولی در عین حال این کتاب همه ابواب فقه را شامل نمی باشد. و از 51 کتاب فقهی حدود 22 کتاب آن را داراست. برای مثال کتاب خمس، سبق و رمایه، شفعه و وکالة را در بر ندارد.
5. این که عده ای دربارۀ کتاب کافی این قول مشهور « الکافی کاف لشیعتنا (1)» را به حضرت ولی عصر علیه السلام نسبت می دهند با عنایت به این که کتاب کافی تمامی ابواب فقه را شامل نمی شود، صحت این قول مورد تردید قرار می گیرد. افزون بر آن اگر کلامی درست باشد، چه نیازی بوده تا کسانی چون شیخ صدوق و شیخ طوسی پس از کلینی دست به تألیف جوامع حدیثی دیگر بزنند. (2)
6. در بسیاری از موارد شیخ کلینی در هنگام ذکر سند حدیث گفته است: «عدة من أصحابنا» که این موجب ابهام می گردد. فرزند شهید ثانی حسن بن زین الدین در منتقی الجمان از قول نجاشی بیان داشته که خود کلینی دربارۀ این موضوع گفته است هرگاه در کتابم کافی بگویم: «عدة من أصحابنا» عن احمد بن محمد بن عیسی، منظور از عده:
محمد بن یحیی و محمد بن موسی الکمیذانی و داود بن کورة و احمد بن ادریس و علی بن ابراهیم بن هاشم می باشند.
علّامه حلی پس از ذکر این مطلب، افزوده است: هرگاه بگویم «عدة من أصحابنا» عن احمد بن محمد خالد البرقی و منظور از «عده» علی بن ابراهیم و علی بن محمد بن عبداللّه بن اذینه و احمد بن عبداللّه بن امیه و علی بن الحسن می باشد. (3)و هرگاه بگویم عدة من أصحابنا عن سهل بن زیاد، از آن، علی بن محمد بن علّان و محمد بن عبداللّه و محمد بن الحسن و محمد بن عقیل الکلینی الرازی فهمیده می شود. (4)
7. همه روایات و اخبار آمده در کافی را نمی توان صحیح دانست. حتی شخص
(1) نوری، خاتمة مستدرک الوسائل، چ اول، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث 1415ق، ج 1، ص 39.
(2) عسکری، مرتضی، معالم المدرستین، ج 3، ص 283. [1]