نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 100
146 . تاریخ طبری، ج 7، ص 483 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 470.
147 . انبیاء (21) آیه22 : اگر در زمین وآسمان خدایانی جز الله میبود، هر دو تباه میشدند... (تاریخ طبری، ج 7، ص 492).
148 . مادر سلیط بن عبدالله بن عباس، «امّ ولد» بود. ابتدا عبدالله بن عباس، پدری او را انکار کرد و سپس او را فرزند خود خواند و از سلیط فرزندی به وجود نیامد. (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص 492).
149 . تاریخ طبری، ج 7، ص 492.
150 . جعفر بن حنظله بهرانی، از بزرگان قیس بود. وی در عهد بنیامیه به سال 120 ق امیرخراسان و در حکومت عباسیان فرمانده جنگهای تابستانی شد. همچنین از کسانی بود که کینه ابومسلم را در دل داشت، چرا که بسیاری از عربها را کشته بود. (مروج الذهب، ج 3، ص 292).
151 . تاریخ طبری، ج 7، ص 491 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 477.
152 . اخبار الطوال، ص 382 و 383.
153 . مروج الذهب، ج 3، ص 293 ؛ البدایة والنهایه، ج 10، ص 71.
154 . مروج الذهب، ج 3، ص 293 و 294.
155 . دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «ابومسلم».
156 . مؤبد : روحانی و نوبهار معبد جدید است.
157 . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 257.
158 . ابن خلکان، ج 1، ص 330 و 331 ؛ جهشیاری، ص 212 ؛ آمده است که جعفر به عبدالملک بن صالح عباسی بدون کسب اجازه از هارون الرشید چهارمیلیون درهم از خزانه هارون الرشید بخشید وعلیّه، دختر هارون الرشید را به ازدواج ابراهیم عباسی پسر عبدالملک درآورد و ولایت مصر را به او سپرد و هارون الرشید هم به کار او اعتراض نکرد (نک : فخری، ص 205 ـ 207).
159 . ابنخلکان، ج 1، ص 237.
160 . همان، ص 336.
161 . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 289 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 175 ؛ ر . ک: شرح حال جعفر برمکی، درگذشتگان سال 187 ق.
162 . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 294 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 175 ؛ مروج الذهب، ج 3، ص 370 ـ 375.
163 . نک : شرح حال عباسه، درگذشتگان سال 172 ق.
164 . جهشیاری، ص 254.
165 . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 257 و 261.
166 . دکتر عبدالجبار جومرد، هارون الرشید ، ج 2، ص 475.
167 . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 296 و 297 ؛ جهشیاری، ص 239 ؛ ابنقتیبه، المعارف، ص 382.
168 . جهشیاری، ص 206.
169 . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 566 ؛ جهشیاری نقل میکند که مأمون به فضل اصرار کرد که یکی از دخترانش را به وی دهد، ولی او امتناع ورزید وگفت : اگر مرا به دار بیاویزید، این کار را نخواهم کرد (جهشیاری، ص 307). پیداست که این جواب ردّ، نه از روی تکبر و خودخواهی بلکه از روی زیرکی و احتیاط بود، زیرا هدفی که او داشت مانع پذیرش این خواسته میشد.
170 . همان، ص 313.
171 . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 565.
172 . تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 351 ؛ ابن طقطقی، الآداب السلطانیه، ص 218.
173 . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 568.
174 . همان، ص 566 و 606.
175 . همان، ص 594 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 382 ؛ ابن طقطقی، ص 224 ؛ ابنخلکان، ج 2، ص 522.
176 . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 631 ـ 645.
177 . مأمون نامههایی به اسحاق مصعبی و کارگزارانش نوشت و به آنها دستور داد که نظر فقها را در مسئله خلق قرآن بخواهند (ر.ک : تاریخ طبری، ج 8 ، ص 631 ـ 646) .
178 . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 645.
179 . سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص 335.
180 . همان، ص 340 و 341.
181 . تاریخ طبری، ج 9، ص 141 و 142.
182 . همان، ص 189.
183 . ر.ک: شرح حال نصر بن شبث عقیلی، درگذشتگان سال 210 ق.
184 . ابنطیفور، تاریخ المأمون، ص 146.
یادداشتها
164 . مأمون به دلایل سیاسی خواست تا به ظاهر قدرت را به علویان واگذار کند. عباسیان از آغاز با شعار «الرضا من آل محمد صلیاللهعلیهوآله » قدرت را در دست گرفتند و چنان ستمها و رفتارهای ناشایست بر علویان روا داشتند که نارضایتی عمیقی و عکس العملهایی در پی داشت. پس از درگیری مأمون با امین و کشته شدن امین چهره پلید عباسیان زشتتر از گذشته جلوهگر شد. مأمون در صدد برآمد تا با ابراز علاقه به علویان خود را محبوب مردم جلوه دهد. ابتدا پیشنهاد خلافت را به امام رضا علیهالسلام کرد و چون امام از مقاصد شوم سیاسی مأمون آگاه بود نپذیرفت و با اصرار و تهدید مأمون حضرت ولایت عهدی او را با شرائطی پذیرفت و زمانی که اوضاع آرام شد و مأمون دریافت که امام هر روز نفوذ بیشتری پیدا میکند با حیلهگری ایشان را به شهادت رساند.
165 . مجلسی از کتابهای عیون اخبار الرضا، علل الشرائع و معانی الاخبار روایتی نقل می کند که: از امام جواد علیهالسلام پرسیدند: مخالفان شما می گویند: مأمون آنگاه که پدرتان را به ولیعهدی برگزید لقب «رضا» به او داد.
امام فرمود: آنها دروغ میگویند... و چون هم دشمنان مخالف و هم دوستان موافق از وی راضی بودند آن حضرت را بدین لقب خواندند (نک: بحار الانوار، ج 49، ص 4).
166 . برای آگاهی از تشیع موالیان و نسبت پیوند «شعوبیه» به تشیع (ر.ک: اعیان الشیعه، ج 1، ص 58 و تاریخ تشیع در ایران، ج 1، ص 101 و 159).
167 . شیعه همواره از طرف دشمنانش آماج اتهامات ناجوانمردانه بوده است. مستشرقین و بسیاری از نویسندگان اهل سنت برای مخدوش نشان دادن چهره تشیع ـ که همان اسلام راستین است ـ افتراها و تهمتهایی که بارها به آنها پاسخ داده شده است از نو طرح میکنند. گاهی پیدایش تشیع را به یک شخص یهودی افسانهای به نام عبدالله بن سبأ نسبت میدهند و گاهی میبینیم که عقاید شیعه را متأثر از آیین زرتشت و تفکر ایران قبل از اسلام میدانند و در جای دیگر مینویسند که زندیقان و مزدکیان ومانویان زیر لوای تشیع به اساس اسلام لطمه میزدهاند (ر.ک: اعیان الشیعه، ج 1، ص 56 ؛ تاریخ تشیع در ایران).
168 . ر.ک: پاورقی پیشین.
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 100