نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 99
84 . همان، ج 7، ص 12.
85 . همان، ص 27.
86 . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 250 ؛ همان، ج 8 ، ص 262.
87 . برای آشنایی بیشتر با این افراد به قسمت شرح حال مراجعه کنید.
88 . به جدول اسامی مادران خلفا مراجعه کنید.
89 . این زن از بس زیبا بود، او را قبیحه «زشت» میخواندند تا از چشم زخم درامان باشد.
90 . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 16.
91 . همان، ص 89 .
92 . همان، ص 139.
93 . همان، ص 178.
94 . این نامهها را در تاریخ طبری، ج 7 ، ص 566 ـ 571 و تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 236 ـ 542 میتوان دید.
95 . تاریخ طبری، ج 7، ص 552 ـ 609.
96 . ر.ک : همان، ج 8 ، ص 182.
97 . همان ، ص 92.
98 . همان، ص 233.
99 . همان، ص 376.
100 . مهرگان از عیدهای ایرانی مطابق با روز اول اکتبر هر سال است. در این روز، فرشها و بعضی از لباسها را عوض میکنند. نوروز عید بهار و اولین روز سال ایرانیان است، موقعی که خورشید در برج حمل قرار می گیرد و «رام» دیگر عید ایرانی است و آن، روز 21 هر ماه ایرانی است و معنای آن آرامش و سرور است.
101 . همان، ج 7، ص 470.
102 . همان، ج 8 ، ص 5.
103 . همان، ص 8 .
104 . همان، ص 9.
105 . همان، ص 9 ـ 11.
106 . همان، ص 11 ـ 26.
107 . همان، ص 207.
108 . همان، ص 205 ـ 207.
109 . همان، ص 232 ـ 233.
110 . همان، ص 275 ـ 286.
111 . همان، ص 374.
112 . همان، ص 375.
113 . همان، ص 389 ـ 393.
114 . راجع به اختلاف میان امین و مأمون به تاریخ طبری رویدادهای سالهای 193 ـ 198 ق و همچنین به تاریخ ابناثیر که تفصیل زیادی درباره این جریانها داده، مراجعه کنید.
115 . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 554.
116 . همان، ص 555 به بعد.
117 . همان، ص 565 و 566 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 347 و 350.
118 . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 568 ؛ در تاریخ یعقوبی (ج 2، ص 453) و مروج الذهب مسعودی، (ج 3، ص 417) آمده است که علی بن موسی را مسموم کردند و بر اثر سم درگذشت.
119 . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 604.
120 . همان، ج 9، ص 71 ـ 77 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 489 ـ 493.
121 . تاریخ طبری، ج 9، ص 156 ـ 161 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 7، ص 36.
122 . تاریخ طبری، ج 9، ص 175 ـ 182 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 7، ص 49 و 50 ؛ سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص 350 ؛ البدایة والنهایه، ج 10، ص 349.
123 . تاریخ طبری، ج 9، ص 222 ـ 230 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 7، ص 95 ـ 100.
124 . تاریخ طبری، ج 9، ص 244.
125 . همان، ص 248 ـ 255.
126 . حجرات (49) آیه 10 : همه مؤمنان برادرند.
127 . احزاب (33) آیه 5 : پسر خواندگان را به نام پدرشان بخوانید که در نزد خدا منصفانهتر است. اگر پدرشان را نمی شناسید، برادران دینی و موالی شما باشند.
128 . هیچ عربی بر غیر عرب برتری ندارد مگر به تقوا.
129 . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 175.
130 . ر.ک: شرح حال ابوعبیده معمر بن مثنی در میان درگذشتگان سال 209 ق و شرح حال علان شعوبی، به درگذشتگان سال 214 ق.
131 . معجم الادباء، ج 5، ص 66 ـ 68.
132 . در مورد آیه « یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثی وجعلناکم شعوباً وقبائل لتعارفوا انّ اکرمکم عند الله اتقاکم...» میگفتند : شعوب همان عجم است و قبایل، عربها هستند و خداوند شعوب را بر قبایل مقدم داشته است و مسلماً هر چه مقدم باشد، بهتر از مؤخر است.
133 . برخی از پیشینیانی که علیه شعوبیه، ردّیه نوشتهاند عبارتند از: جاحظ در کتاب البیان والتبیین و کتاب الحیوان، ابن قتیبه دینوری در کتاب المعارف و عیون الاخبار، ابن عبد ربه در کتاب عقد الفرید و ابوحیان توحیدی در کتاب الامتاع والمؤانسه.
134 . درباره ردّ بر شعوبیه ر.ک: به کتاب الاسلام والحضارة العربیه (اسلام و تمدن عربی) تألیف محمد کردعلی و به بررسی محققانه و ارزشمند دکتر عبدالعزیز الدوری در کتاب الجذور التاریخیه للشعوبیه (ریشههای تاریخی شعوبیه).
135 . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 163 و 165.
136 . همان ، ص 190 و 191.
137 . مسعودی، ج 3، ص 332.
138 . راویان و مورخان در نام ابومسلم اختلاف دارند. نام او را عثمان، ابراهیم، عبدالرحمان و نیز مسلم نوشتهاند، ولی همگی کنیهاش را «ابومسلم» میدانند. او در ایران تولد و پرورش یافته است و نسب او را به بزرگمهر، حکیم ایرانی میرسانند (ابن خلکان، ج 3، ص 145).
139 . تاریخ طبری، ج 7، ص 491 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 476 ؛ ابنخلکان، ج 3، ص 148.
140 . ر.ک: به شرح حال سلیمان بن کثیر، درگذشتگان سال 135 ق.
141 . تاریخ طبری، ج 7، ص 450 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 458 ؛ الاخبار الطوال، ص 376.
142 . تاریخ طبری، ج 7، ص 482 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 469.
143 . تاریخ طبری، ج 7، ص 483 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 470.
144 . تاریخ طبری، ج 7، ص 483.
145 . از آنجا که منجمان مرگ ابومسلم را در سرزمین روم پیشگویی کرده بودند، ابومسلم از ملاقات منصور در عراق نگرانی نداشت. غافل از این که مدائن، محل ملاقات او با منصور «الرومیه» نامیده میشود، زیرا خسروانوشیروان شهری را به مدائن اضافه کرد و آن را «رومیةالمدائن» نامید و اسیران رومی را به آنجا منتقل کرده بود. (تاریخطبری، ج7، ص 483 ؛الاخبارالطوال، ص 379 و380).
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 99