responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 303

واقدی می‌گوید: کشته شدن جراح حکمی برای مسلمانان، مصیبتی عظیم بود به‌طوری که از بابت آن، همه سربازان مسلمان بر او اشک ریختند و مویه کردند.[1]

رجاء بن حیوة

ابوالمقدام یا ابونصر، رجاء بن حیوة بن جرول کندی، در زمان خویش شیخِ مردم شام بود. رجاء از سخنوران فصیح و دانشمند به‌شمار می‌رفت او چه در زمان امارت و چه در زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز ملازم وی بود. سلیمان بن عبدالملک برای مدتی وی را به عنوان کاتب خویش برگزید. او بود که به سلیمان بن عبدالملک توصیه نمود که عمر بن عبدالعزیز را به ولایت‌عهدی خویش برگزیند.[2]

سعید حرشی

سعید بن عمرو بن اسود حرشی از فرماندهان و والیان شجاع و از مردم شام و همو بود که در سال 101 ق شوذب خارجی را کشت و یارانش را تار ومار نمود. ابن هبیره‌در سال 103 ق وی را به امارت خراسان گماشت، اما بعداً وقتی به ابن هبیره اطلاع داده شد که سعید با خلیفه مکاتبه می‌کند و امارت وی (ابن هبیره) را قبول ندارد، او را برکنار نمود و به زندان انداخت، ولی وقتی خالد قسری در سال 105 ق به امارت عراق رسید، او را آزاد کرد. سعید به شام مراجعت نمود و در آن‌جا هشام وی را مأمور حمله به خزرها کرد. از این‌رو رهسپار ارمنستان شد، اما به دستور بعدی هشام از آن ناحیه برگشت. سعید حرشی مردی پرهیزگار و سلحشور بود وی را سردار قبیله قیس می‌نامیدند. او از جمله کسانی بود که به ترکستان در ماوراءالنهر لشکر کشید سعید را به جهت نسبتش به حریش بن کعب بن ربیعه، حرشی گفته‌اند.[3]

سورة بن حرّ

سورة بن حر دارمی، امیر سمرقند و یکی از سران بنی تمیم می‌باشد. وقتی جنید مرّی امیر خراسان در نبرد «الشعب» سرگرم نبرد با ترک‌ها بود، وی را به کمک خویش فرا خواند. سوره نیز با دوازده هزار جنگ‌جو از سمرقند حرکت کرد، اما مخالفان راه را بر آنها بستند. سوره با آنها که پشت سر خود آتش افروخته بود تا از تعرض در امان باشند جنگید و ایشان را به عقب راند و راه خود را گشود، اما هنگامی که سوره و یارانش به آنان یورش بردند، ترک‌ها و سوره در آتش افتادند و جان باختند.[4]

عبدالله بن بسطام

عبدالله بن بسطام بن مسعود بن عمر ازدی، از اشراف سلحشوری که در جنگ با ترک‌ها، سرکرده قبیله ازد بود. جنگ موسوم به «الشعب» نزدیک سمرقند رخ داد و طی آن، عبدالله کشته شد.[5]

مکحول شامی

ابوعبدالله، مکحول بن ابی مسلم، شهزاب بن شاذل منسوب به بنی هذیل و از تابعین والامقام و از حافظان حدیث بود و در عصر خویش فقیه مردم شام به شمار می‌رفت.

او اصلاً ایرانی بود، در کابل متولد شد و همان‌جا بالید، آن‌گاه اسیر شد و به غلامی زنی از بنی هذیل ـ که در مصر بود ـ درآمد و لذا مکحول را هذلی خواندند. بعدها این زن او را آزاد کرد و مکحول برای تحصیل حدیث راهی عراق و مدینه شد. وی به شهرها و مناطق زیادی سفر کرد و سرانجام در دمشق استقرار یافت و همان‌جا درگذشت. امام زهری درباره وی می‌گوید: هیچ‌کس در زمان مکحول، بیشتر از او نسبت به فتاوی دینی مطلع نبود. او با لهجه سخن می‌گفت و نزد خلفا و امیران هیبت و منزلت ویژه‌ای داشت. نقل می‌کنند: روزی یزید بن عبدالملک وارد مجلس مکحول شد، مردم بر آن شدند تا برای وی (یزید) جا باز کنند، اما مکحول گفت: شما در جای خودتان بنشینید و بگذارید او خود جایش را پیدا کند و بنشیند.[6]

پی نوشت‌ها



[1] . یک‌شنبه اول محرم سال 112 = 26 مارس سال 730 ؛ دوشنبه شانزدهم شوال 112 = اول ژانویه سال 731 .


[2] . الاعلام زرکلی، ج1، ص332 ؛ فتوح البلدان، ص417 ـ 418 ؛ آرنولد، ترکستان، ص309 ؛ تاریخ طبری، ج7، ص52 و 61 ؛ ابن خلدون، ج3، ص186 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج5، ص142 و 156.


[3] . الاعلام زرکلی، ج2، ص106 ؛ تاریخ طبری و ابن اثیر ، حوادث سال‌های 75 ـ112 ؛ فتوح‌البلدان، ص415 ؛ دائرة‌المعارف‌الاسلامیه، ماده «جراح‌حکمی».


[4] . الاعلام زرکلی، ج3، ص43 ؛ ابن خلکان، ج2، ص301 ؛ سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص239 ؛ لسان المیزان، ج4، ص339 ؛ تذکرة الحفّاظ، ج1، ص118 ؛ المعارف، ص47.


[5] . الاعلام زرکلی، ج3، ص152 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج5، ص104 ـ 115 ؛ المحبّر، ص308 ؛ تاریخ طبری، ج6، ص620 ؛ همان، ج 7، ص7 و 15.


[6] . الاعلام زرکلی، ج3، ص214 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج5، ص165 ؛ تاریخ طبری، ج 7، ص75.

[ 7 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص201 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج5، ص164.

[ 8 ] . الاعلام زرکلی، ج8 ، ص212 ؛ وفیات الاعیان، ج5، ص280 ؛ لسان المیزان، ج6، ص728 ؛ حلیة‌الاولیاء، ج5، ص177 ؛ البدایة والنهایه، ج9، ص305 ؛ تذکرة الحفّاظ، ج1، ص107 ؛ الطبقات الکبری، ج7، ص453 ؛ تهذیب التهذیب، ج10، ص289 ؛ شذرات الذهب، ج1، ص146 ؛ المعارف، ص452.

[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج2، ص106 ؛ تاریخ طبری و ابن اثیر ، حوادث سال‌های 75 ـ112 ؛ فتوح البلدان، ص415 ؛ دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «جراح حکمی».

[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج3، ص43 ؛ ابن خلکان، ج2، ص301 ؛ سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص239 ؛ لسان المیزان، ج4، ص339 ؛ تذکرة الحفّاظ، ج1، ص118 ؛ المعارف، ص47.

[ 3 ] . الاعلام زرکلی، ج3، ص152 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج5، ص104 ـ 115 ؛ المحبّر، ص308 ؛ تاریخ طبری، ج6، ص620 ؛ همان، ج 7، ص7 و 15.

[ 4 ] . الاعلام زرکلی، ج3، ص214 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج5، ص165 ؛ تاریخ طبری، ج 7، ص75.

[ 5 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص201 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج5، ص164.

[ 6 ] . الاعلام زرکلی، ج8 ، ص212 ؛ وفیات الاعیان، ج5، ص280 ؛ لسان المیزان، ج6، ص728 ؛ حلیة‌الاولیاء، ج5، ص177 ؛ البدایة والنهایه، ج9، ص305 ؛ تذکرة الحفّاظ، ج1، ص107 ؛ الطبقات الکبری، ج7، ص453 ؛ تهذیب التهذیب، ج10، ص289 ؛ شذرات الذهب، ج1، ص146 ؛ المعارف، ص452.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 303
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست