نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 306
وهب بن منبّه
ابو عبدالله، وهب بن منبه صنعانی، ذماری، مورّخی که از کتب مقدس، اخبار زیادی نقل کرده است. او آگاه به افسانههای پیشینیان، بخصوص اسرائیلیات بود. وی از تابعین مورد وثوق شمرده میشود و تعدادی از صحابه را درک و از آنان روایت کرد. وهب از نوادگان ایرانیانی بود که خسروپرویز به یمن فرستاد. مادرش از قبیله «حمیر» بود.
در صنعا بهدنیا آمد و خلیفه، عمر بن عبدالعزیز قضاوت آنجا را به او سپرد. در هشتاد سالگی در صنعا درگذشت. از تألیفات او کتاب القدر، کتاب الملوک المتوجة من حمیر و اخبارهم را میتوان نام برد، ولی بعضی از ثقات، چون ابی قتیبه و نووی از او هرگز روایت نکردهاند.[1]
یحیی بن عروه
ابو عروه، یحیی بن عروة بن زبیر بن عوّام اسدی، عالم و از بزرگان مدینه بود که شعر هم میسرود و روایات اندکی از او رسیده است. او پسر برادر عبدالله بن زبیر، مادرش خواهر مروان بن حکم و عمه عبدالملک بن مروان است. به شام نزد عبدالملک رفت و از او خواست تا اموالی که از خاندان زبیر تصرف کرده است، به آنان باز گرداند. عبدالملک با کلماتی که یحیی را برانگیخت، به بدگویی عبدالله بن زبیر پرداخت، زیرا عبدالله عمویش و مروان، پدر عبدالملک داییاش بود.
او گفت: عبدالله چیزی درباره شما به گوش ما نرسانده است که از آن اکراه داشته باشیم.
عبدالملک شرمگین شد و گفت: هرگز از ما چیزی، ناخوشایندت باشد، نخواهد رسید. آنگاه فرمان داد اموالی که از او گرفته بودند، باز پس بدهند.
هنگامی که خلافت به هشام بن عبدالملک رسید، از سال 106 ـ114 ولایت مدینه را به ابراهیم بن هشام بن اسماعیل مخزومی سپرد. ابراهیم بر خاندان زبیر سخت گرفت و از پرداخت عطایا به ایشان ممانعت کرد. عبدالله بن عروه، برادر یحیی، از ابراهیم به هشام، شکایت کرد و از جمله گفت: به ما پیمانتان را دادید و ما پیرویمان را به شما دادیم. یا به آن چه وعده کردید وفا کنید و یا بیعت ما را بازپس دهید. ابیاتی که یحیی بن عروه در آن متعرض ابراهیم بن هشام مخزومی شده بود، بر زبانها افتاد. جاحظ پس از ستایشی که از یحیی کرد، میگوید: بنا به بعضی از روایات، ابراهیم بن هشام والی مدینه او را آنقدر زد که مرد.[2]
پی نوشتها
[1] . دوشنبه اول محرم سال 114 = سوم مارس سال 732 ؛ پنجشنبه دهم ذیقعده سال 114 = اول ژانویه سال 733 .
سرزمین روم: معاویة بن هشام به روم حمله کرد و شکستشان داد. در این نبرد، عبدالله انطاکیمعروف به «بطّال» قهرمان این جنگ بود که در نبرد تن بن تن، سرداران رومی را از پای درمیآورد.
اسپانیا: عبدالملک بن قَطَن، امیر اندلس، به منطقه «بشکنس» (باسک، در شمال اسپانیا) حملهور شده و ضمن گذشتن از کوههای پیرنیه، شهر «اوینیون» را تصرف کرد.