نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 316
وجود افضل جایز است. آنان همچنین معتقدند: بیعت با دو امام، در دو منطقه رواست. آنان میگویند: مرتکب کبیره، اگر به راستی توبه نکند، در آتش جاودان خواهد بود. آنان در اینباره، راه معتزله را در پیش گرفتند، زیرا زید نزد واصل بن عطاء رهبر معتزله درس خوانده و از نظرات وی تأثیر پذیرفته بود. قیام زید بن علی سرآغاز حرکتهای شیعی بود که سرانجام به سقوط امویان انجامید. در قرن سوم هجری (قرن نهم میلادی) پیروان زید بن علی دولتی مبتنی بر مذهب زیدیه در یمن بر پا کردند این دولت در طول قرون متمادی وجود داشت تا اینکه در دوره آخرین پیشوایشان، احمد بن یحیی، در دهه شصت از قرن بیستم منقرض گشت.
کتاب المجموع الکبیر فی الفقه از آثار زید است. او در 43 سالگی درگذشت.[1]
عبدالله بطّال
ابوحسین، عبدالله انطاکی، ملقب به «بطّال» (بسیار قهرمان) اصالتاً ترک بود. وی به سبب نبردهایش با رومیان به شهرت رسید و چون دلاوریهای خارقالعادهای از خود نشان داد، بطّال لقب یافت. او حملات فراوانی به سرزمین روم داشت و به شهرها و دژهای آنان لطمات بسیار وارد کرد. از اینرو بود که رومیان از او به سختی میترسیدند. او همچنین لقب «دلاور اسلام» یافته بود. هشام بن عبدالملک او را همراه پسرش، مسلمه در سال 122 ق به سرزمین روم فرستاد و به او امارت سران شام و ناحیه جزیره را سپرد. همچنین به پسرش، مسلمه فرمان داد تا بطّال را در مقدمه و طلیعه سپاه قرار دهد. در نبردی که در نزدیکی شهر «اکرونیون» معروف به «افیون قره حصار» روی داد، وی رشادتهایی چشمگیر از خود نشان داد و در صحنه نبرد به شهادت رسید. ترکها او را از قهرمانان خود میشمارند و او را «غازی» خواندند. قبری برای او در «اسکی شهر» در مسجدی که برای او ساختهاند، بنا نهادند که محفلی برای «بکتاشیه» نیز بود.[2]
مسیره مدغری
مسیره مدغری یکی از شورشیان خوارج صفریّه مغرب، از «مدغره» یا «مطغره» (شاخهای از قبیله «هواره» یکی از تیرههای قبیله «زناته») بود. او در اطراف طنجه بر عبیدالله بن حبحاب، امیر افریقیه ـ که او و کارگزارانش بر مردم سخت گرفته و ستم روا میداشتند ـ شورید. بربرها بر گرد او جمع شدند و او طنجه را تسخیر کرد و والی آنجا، عمر بن عبدالله مرادی را به قتل رساند. بربرها با او بیعت کردند و او یکی از غلامان موسی بن نصیر را به نام عبدالاعلی بن جریج رومی به ولایت آن سامان گمارد، آنگاه راهی سرزمین سوس شد و با امیر آن سامان اسماعیل بن عبیدالله بن حبحاب جنگید. میسره او را شکست داد و کشت. بدین ترتیب منزلت والایی در میان بربرها یافت و یارانش افزون گشته و موقعیتی برجسته در مغرب یافت و او را امیرالمؤمنین نامیدند.
عبیدالله بن حبحاب سپاهی ـ که جمع زیادی از بزرگان و اشراف عرب را در بر داشت ـ به فرماندهی خالد بن حبیب فهری بهسوی او فرستاد. دو سپاه در کنار رودخانه «شلف» در نزدیکی «تاهرت» با یکدیگر روبهرو شدند، اما وارد کارزار نشدند. هنگامی که میسره به طنجه بازگشت، بدرفتاری پیشه کرد. این بود که بربرها بر او شوریدند و او را کشتند و یکی از پیشوایان غلات افراطیِ خوارج صفری به نام خالد بن حبیب زناتی را به ولایت خویش گماردند. او نیز با خالد بن حبیب فهری رو در رو شد و او را شکست داد و اعراب به همراه او شکست مفتضحانهای را متحمل شدند و ابن حبیب و همراهانش کشته شدند. در این نبرد، پهلوانان و قهرمانان عرب و از جمله، بسیاری از اشراف کشته شدند. از اینرو این نبرد را «نبرد اشراف» نامیدند.
شایسته است در اینجا علتی را که مورخان درباره قیام بربرها در این شورش به رهبری میسره ذکر کردهاند، یادآور شویم. طبری، ابن اثیر، ابن خلدون، ابن عذاری و دیگر مورخان متأخر، اتفاق نظر دارند که کارگزاران اموی در مغرب، بربرها را تحت فشار قرار میدادند و بین آنها و اعراب، به مساواتی که شریعت اسلام، آن را در حقوق و واجبات بین مسلمانان، لازم شمرده است، پایبند نبودند.
مستبدترین عمال اموی نسبت به بربرها، عبیدالله بن حبحاب قیسی بود. وی برای قلع و قمع شورش بربرها و به اطاعت درآوردن آنان، امارت افریقیه را به عهده گرفته بود. ابن حبحاب افرادی را بهکار گماشت که همچون او شدت عمل داشتند و ظلم میکردند، از جمله پسرش، اسماعیل بود که بر منطقه سوس گمارده شد و نیز عمر بن عبدالله مرادی را که بر «طنجه» امارت داد. اینان بسیار بد رفتار بودند و نسبت به بربرها ظلم روا میداشتند، از جمله اینکه در دریافت مالیات از آنان بهجای آنکه از بربرها همچون سایر مسلمانان یکدهم درآمدشان را بگیرند، یکپنجم دریافت میکردند و آن را همچون «فییء» برای مسلمانان تلقی میکردند و این خلاف رویه کارگزاران پیشین بود.
عمر بن عبدالله مرادی، والی طنجه نیز تأمین کننده خواستههای خلیفه بود. وی در پاسخ به درخواستهای خلیفه، شکم گوسفندان عسلی رنگ را میشکافت و پس از خارج کردن برهها، پوست آنها را برای او میفرستاد تا لباسهای پشمی از آن فراهم کند، زیرا خلیفه پوست عسلی را دوست میداشت، اما گاهی تا صد گوسفند کشته میشد و حتی یک مورد پوست عسلی یا نزدیک به آن به دست نمیآمد. همچنین کارگزاران با فرستادن کنیزکان زیباروی برای خلیفه، به او تقرّب میجستند. این ستمها و امثال آن، بربرها را برانگیخت و آنان
[1] . الاعلام زرکلی، ج3، ص98 ؛ وفیات الأعیان، ج1، ص 333 ؛ تاریخ طبری، ج7، ص160 و 191 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج5، ص229 ـ 247 ؛ البدایة والنهایه، ج9، ص 329 ؛ المحبّر، ج1، ص 154 ؛ تهذیب التهذیب، ج3، ص 419 ؛ مقالات الاسلامیین، ص 129 و 144 ؛ الملل والنحل، ج1، ص 155 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج5، ص 212 و 229 ؛ مروج الذهب، ج3، ص 206 ؛ مقاتل الطالبیین، ص127 ؛ ابن خلدون، ج3، ص 209 ؛ بروکلمان، ج3، ص 322.
[2] . الاعلام زرکلی، ج4، ص201 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج5، ص 248 ؛ مروج الذهب، ج2، ص 353 ؛ مقدسی، أحسن التقاسیم، ص147 ؛ کی لسترنج، بلدان الخلافة الاسلامیه، ص185 ؛ العبر، ج1، ص 154.
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 316