نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 32
مقدمه ای بر سیر حوادث 1
حوادث سده پیش از هجرت
روم و ایران
1 ـ ایران و روم، رهبری دنیای پیرامونِ جزیرة العرب را میان خود تقسیم کرده و هر یک در پی استیلای بیشتر خود بر مناطق کناره رود فرات تا سواحل دریای مدیترانه و نیز در پی درهم کوبیدن نیروی نظامی رقیب بودند. بدین جهت جنگهای پیاپی بین آن دو کشور درمیگرفت و پیوسته با متارکههایی نه چندان طولانی ادامه مییافت و این جنگها به انواع خشونتها، از کشتار، سرکوبی و ویرانگری نشان یافته است.
2 ـ جنگ میان دو دولت در روزگار دو پادشاه بزرگ، ژوستینین اول، که در سال 531 م به امپراتوری روم برگزیده شد و خسرو اول (انوشیروان) که در سال 531 م پادشاه ایران شد، به اوج خود رسید. پادشاه ایران در سال 540 م جنگی علیه روم به راه انداخت و بر سوریه شمالی یورش برد و انطاکیه پایتخت شرقی آن کشور را تصرف کرد. سپس بر راه ادسا، قنسرین، حلب و شهرهای دیگر چیره شد و هزاران اسیر از انطاکیه به شهری که خود به شکل همین شهر در نزدیکی مداین ساخته بود و آن را انطاکیه نامید و به رومیه معروف شد، آورد. و یکی از مسیحیان اهواز را بر آن شهر گمارد.[1]
3 ـ ژوستینین چون با قبایل «آوار» و «اسلاو» در مرزهای اروپایی کشورش مشغول جنگ بود، نتوانست از اشغال کشورش توسط خسرو جلوگیری کند، بهناچار در سال 563 م با خسرو قرارداد صلحی منعقد کرد و براساس آن مقرر شد کسری از شهرهای اشغالی، عقبنشینی کند و درمقابل آن، رومیان فدیهای سنگین و جزیهای سالانه بدانان بپردازند.
4 ـ ژوستینینِ اول در سال 565 م. درگذشت و ژوستینین دوم به جای او نشست. وی صلحی را که پیشتر با خسرو منعقد شده بود، نقض کرد که موجب یورش مجدد خسرو به سوریه و ویرانی آنجا شد. ژوستینین دوّم در سال 578 م. درگذشت و تیبریوس جانشین وی شد و با پرداخت مال و جزیه با کسری صلح کرد.
5 ـ خسرو انوشیروان در سال 579 م. از دنیا رفت و پسرش هرمز بر تخت سلطنت نشست. و با درگذشت تیبریوس، امپراتور موریس جانشین او شد.
با مرگ خسرو قبایل ترک گرد هم آمدند تا به ایران حمله کنند. هرمز سپاهی را به فرماندهی بهرام چوبین به جنگ آنان فرستاد. بهرام سپاه آنان را درهم شکست و اموالشان را به غنیمت گرفت. این پیروزی، وی را مغرور کرد و موجب شد تا علیه هرمز قیام کرده و او را خلع و دو چشم او را نابینا کند و بر مسند قدرت نشیند. در این میان خسروِ دوم (پرویز) پسر هرمز، در صدد بازپس گرفتن تاج و تخت پدر برآمد، که موفق نشد. از این رو به موریس امپراتور روم پناهنده شد تا از او علیه بهرام مددخواهی کند. موریس وی را گرامی داشت، تقاضای او را پذیرفت، دخترش را به ازدواج او درآورد و با سپاهی بزرگ او را یاری کرد. خسرو پرویز بر بهرام پیروز شد و تاج و تخت پدر را باز پس گرفت و بر تخت سلطنت نشست.
6 ـ در سال 602 م فوکاس، فرمانده بیزانس، موریس، امپراتور روم را کشت و بر مسند حکومت نشست، خود را امپراتور خواند و پسران موریس را جز یک تن که توانست بگریزد و نجات یابد، از پای درآورد. این تنها فرزند، به خسرو پرویز پناه آورد تا آنگونه که پدرش پیش از این او را علیه بهرام یاری کرده بود، در خلع فوکاس وی را کمک کند. خسرو از رومیان خواست که او را به جانشینی پدر بر تخت بنشانند و در صورت ردّ خواسته او به جنگ تهدیدشان کرد، اما رومیان درخواست او را رد کردند. خسرو پرویز جنگ خانمانسوزی علیه رومیان آغاز کرد و بر شام، مصر و نوبه چیره شد و صلیب حضرت عیسی علیهالسلام را از بیتالمقدس به مدائن، پایتخت ایران، آورد. آنگاه سپاهی انبوه به سوی قسطنطنیه فرستاد و آن را محاصره کرد و با کمک قبایل آوار و اسلاو (که دشمن بیزانس بودند ) آنجا را از سمت اروپا نیز محاصره کردند، اما فرمانده ارتش بیزانس، هراکلیوس، توانست شهر را از محاصره بیرون آورد. و با کمک ترکان که دشمن ایران بودند، ارتش ایران را از شهرهای روم بیرون براند.
[1] . تاریخ طبری، ج 2، ص 102 و 149 ؛ فتحی عثمان، الحدود الاسلامیة البیزنطیه، ص 6 ؛ ثعالبی، تاریخ غرر السیر معروف به کتاب اخبار الفرس وسیرهم، ص 612 و 613.
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 32