نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 33
7 ـ هراکلیوس در سال 610 م امپراتور فوکاس را پس از آن که حکومتش به فساد گرایید، خلع کرد و او را به مردم سپرد. مردم نیز او را کشتند. سپاهیان، هراکلیوس را به سبب پیروزی بر سپاه ایران و خلع فوکاس به امپراتوری برگزیدند. او علیه ایران جنگی آغاز کرد و هر آنچه ایرانیان از سرزمین روم به تصرف درآورده بودند، باز پس گرفت. سپس به سوی ایران هجوم آورد و ایرانیان را در جنگ نینوا در سال 627 م شکست داد و اموال بسیاری از آنان به غنیمت گرفت و خراج سالیانهای را بر آنان تحمیل کرد.
این نبرد آخرین جنگ بین ایران و روم بود که قرآن مجید به آن اشاره میکند: « غُلِبَتِ الرّومُ فی اَدنی الارضِ، وَهُم مِن بَعدِ غَلَبِهم سَیَغلِبُون »[1]. پس از این واقعه اعراب به صحنه آمده و هر دو دولت را در یک زمان از میان برداشتند.
وضعیت جامعه عرب در آستانه بعثت پیامبر صلیاللهعلیهوآله
8 ـ دوران زندگانی اعراب پیش از بعثت پیامبر به «دوره جاهلی» شناخته شده که مردم در آن دوره در نابسامانی سیاسی و آشفتگی فکری به سر میبردند.
9 ـ آشفتگی سیاسی در جنگهایی رخ مینمود که شرایط دشوار زندگی طبیعی در صحرا آن را میان قبایل دامن میزد. جنگها، تواناییها و سرمایههای اعراب را فرسود و آنها را ناتوان کرده، تا جایی که روم و ایران را برای بسط نفوذ در مراکز سوق الجیشی و مناطق تجاری به طمع انداخت. روم، حبشه را به اشغال جنوب جزیرة العرب و تصرف شهرهای واقع شده بر سر راه تجاری یمن به شام، واداشتند. ارتش حبشه در سال567 م. دریای مدیترانه را به کمک ناوگانهای رومی درنوردید و با استفاده از اختلاف شاهان و حکومتگران و جنگ میان آنان بر یمن چیره شد. در سال 571 م ارتش حبشه به فرماندهی ابرهه برای اجرای نقشه استعماری به سوی شمال جزیرة العرب رفت، ولی نتوانست به مکه دسترسی پیدا کند. ایرانیان از این طرح مطلع شده و ارتشی به سوی یمن فرستادند که حبشیان را از آنجا بیرون رانده و سیف بن ذی یزن، یکی از پادشاهان آنجا را به امارت برگزیدند و در کنار او حاکمی ایرانی قرار دادند. یمن تا ظهور اسلام تحت سلطه ایران بود. آن سالی که ارتش حبشه به سوی مکه روان شد، عام الفیل نام گرفت، بدانجهت که فیل بزرگی در پیشاپیش ارتش حبشه حرکت میکرد. در اخبار آمده است که پیامبر صلیاللهعلیهوآله در همان سال به دنیا آمد.
10 ـ روم و ایران نفوذ خود را بر مناطق بین مرزها و مناطق مجاورشان در جزیرة العرب نیز گسترش داده و قبایل عربی را برای محافظت از مرزهایشان در مقابل هجوم اعراب برگزیدند. ایرانیان،
قبیله لخم یمنی را برگزیده و به سران آنان لقب پادشاه دادند که شاهان مناذره حیره از ایشان بودند. ( 1) رومیها نیز قبیله تنوخ عدنانی را که شاهان غسّان از آنان بودند با اعطای لقب پادشاه، به پاسداری از مرزهایشان گماشتند. جنگ بین این پادشاهان پیوسته برقرار بود، زیرا تعصبات قبیلهای آن را دامن میزد.
11 ـ پادشاهان منذری حیره، از شاهان غسّان متمدنتر بودند و به مظاهر پادشاهیِ خود اتکای بیشتری داشتند. اتکای به نفس و استقلال نعمانِ سوم، پسر منذر، به جایی رسید که به احضار خسروپرویز توجهی نکرد، گرچه خسرو در فرصتی دیگر وی را به نزد خویش آورد و به قتل رساند. کشته شدن او تعصب اعراب را برانگیخت و آنان را واداشت تا در «ذی قار» به ارتش ایران حمله کرده و بر آنان پیروز شوند. این واقعه در سال 610 م روی داد. ایرانیان از این شکست غیر منتظره در حیرت شدند. با پیروزی اعراب، آن موانع روانی که بین اعراب و ایرانیان وجود داشت، از میان برداشته شد و راه برای فتوحات اسلامی در آیندهای نزدیک فراهم گشت.
12 ـ آشفتگی فکری در نابسامانی باورها و گوناگونی ادیان جلوهگر شد. در ایران سه آیین: زردشت، مانی و مزدک پی در پی پدیدار شدند. آیین زردشت در قرن ششم پیش از میلاد ظاهر شد. تعالیم آن بر این اصل مبتنی است که جهان دارای دو منشأ یا دو خداست، خدای نیکی به نام «اهورا» (اهورامزدا) که همان نور است و خدای بدی به نام «اهریمن» که همان ظلمت است. آنان در نزاعی همیشگیاند و موضوع نزاع آنها انسان است که به یکی از این دو تمایل پیدا میکند. خدای نور در آتش نمود مییابد و از این طریق به عنوان این که آتش سمبل پاکی است،[2] پرستش میشود، ولی آیین مانوی که در اوایل قرن سوم میلادی ظهور کرد در اصل از دایره تعالیم زرتشت، اعتقاد به وجود دو خدای نور (نیکی) و ظلمت (بدی) خارج نمیشود، جز آن که زرتشت معتقد است که این دو خدا، به هم آمیختهاند و خدای نیکی بر خدای بدی چیره است، ولی آیین مانی بر آن است که این آمیختگی خود شر است که با زهد و دوری از لذّتهای زندگی، باید از آن رهایی یافت.
اما آیین مزدکیان در اواخر قرن پنجم میلادی ظاهر شد و تعالیم آن بر دعوت به اشتراک در مال و زن مبتنی است.
13 ـ مسیحیت نیز در سرزمین روم فرقههای گوناگونی داشت که مهمترین آنها یعقوبی و نسطوری بود. اختلاف اینان ناشی از اختلاف درباره ماهیت مسیح بود، که آیا از سرشتی خدایی است یا این که ماهیت بشری دارد. یعقوبیان، معتقد به وحدت ماهیت مسیح بودند ؛ یعنی این که خدا و انسان در وجود او اتحادی حقیقی یافتهاند و در نتیجه، مسیح همان خداوند است و خداوند همان مسیح است و
[1] . روم (30) آیه 2 و 3 : رومیان [در جنگ با ایرانیان] مغلوب شدند ، در نزدیک این سرزمین (سوریه و فلسطین) و پس از مغلوب شدن بار دیگر غالب خواهند شد.
[2] . در کتاب اوستا که شامل تعالیم دیانت قدیم ایرانیان است، بر آداب دینیِ پرستش آتش، نام ماج (Mayes) مینهادند و از آن کلمه Magiciensبه معنای ساحران و نیز کلمه مجوس که همان پرستشکنندگان آتشند، گرفته شده است.
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 33