نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 207
2ـ در منع موقّت از حمل، رضايت زوجين نسبت به انجام آن معتبر نيست. بنابراين زن بدون رضايت مرد، ميتواند مانع از حاملگي خود شود. برخي از فقيهان به اين مسأله تصريح نمودهاند.[1] زيرا مرد نميتواند زن را به داشتن فرزند مجبور نمايد، هر چند حکمت تشريع ازدواج، فرزند است.
همچنين مرد ميتواند با روشهايي که پيشتر ذکر شد، مانع از حمل و بارداري همسر خود گردد. البتّه در روايات و فتاواي فقهاي گذشته فقط به روش عزل اشاره شده که صرف نظر از حالات جانبي آن، مکروه است.[2]
مستند کراهت، رواياتي است که جواز عزل را منوط به رضايت همسر دانستهاند[3]. و ظاهراً به اين دليل که با عزل، لذّت زن از آميزش کاسته ميشود، مکروه گرديده است.
ج: سقط جنين
1. طرح مسأله
جنين در لغت به معناي هر چيز پوشيده است. به بچّهاي که در شکم مادر است نيز از اين جهت که در رحم، مستور و پوشيده شده است، جنين گويند.[4]
سقط کردن جنين نيز در لغت، به بچه انداختن يا بچه افکندن اطلاق ميشود، بنابراين خروج بچه پيش از موعد مقرّر يا ناقص و نا تمام بودن آنرا سقط جنين گويند.[5] در زبان عربي سقط جنين با عناويني چون اجهاض، اسقاط، القاء، طرح و املاص، بيان شده است و تقريباً همان معاني مشابه فارسي را دارد.[6] البتّه کلمه اجهاض، بر سقط جنين خود به خود و کلمه اسقاط، بر سقط جنين به واسطه شخص ديگر، اطلاق ميشود.[7]
[1] . فاضل لنکراني، جامع المسائل 1: 489، سيد ابوالقاسم خويي، صراط النجاة 1: 361، منهاج الصالحين 1: 460.