نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 246
در تاريخ، رفتار جوامع بشري نسبت به کودکان ذکر گرديده است، به عنوان نمونه، در تاريخ تمدّن ويل دورانت، چنين آمده است: «اگر اقدام زن به سقط جنين به نتيجه نرسد کشتن طفل وسيلهاي عالي براي آسايش او به شمار ميرود. بسياري از قبايل، کشتن طفل را در صورتي که ناقص يا بيمار و يا از زنا به دنيا بيايد يا هنگام ولادت، مادرش را از دست بدهد، مجاز ميدانند... بعضي از قبايل، اطفالي را که به گمان ايشان در اوضاع و احوال نامسعود به دنيا آمدها ند، ميکشند.
در قبيله بونديي بچّهاي را که با سر به دنيا بيايد خفه ميکنند. مردم قبيله کامچادال طفلي را که هنگام طوفان متولّد شود، ميکشند. قبايل جزيره ماداگاسکار کودکي را که در ماههاي مارس يا آوريل يا روزهاي چهارشنبه و جمعه و يا در هفتة آخر هر ماه به دنيا بيايد يا در هواي آزاد ميگذارند تا بميرد يا او را زنده زنده ميسوزاند يا در آب خفه ميکنند. در پارهاي از قبايل چون زن دو قلو بزايد، اين را برهان زناکاري او ميدانند، چون به نظر آنان ممکن نيست که يک مرد در آنِ واحد پدر دو طفل باشد، به همين جهت يکي از آن کودکان و يا هر دو محکوم به مرگ هستند... .
مردم قبيله آبيپون همان کار را ميکردند که اکنون فرانسويان ميکنند، يعني هر خانواده بيش از يک پسر و يک دختر نگه نميداشت و هر چه را بيش از اين پيدا ميشد، فوراً به قتل ميرسانيدند و در بعضي از قبايل چون خطر قحطي رو ميکرد يا تهديد مينمود، نوزادان را از بين ميبردند و در پارهاي از مواقع، آنان را به مصرف خوراکي ميرسانيدند. معمولاً دختر را بيشتر ميکشتند و احياناً او را آن اندازه زجر ميدادند تا بميرد، به اين خيال که روح وي چون دوباره به دنيا بيايد، در جسد پسري خواهد بود، عمل بچّه کشي هيچ قبحي نداشته و اسباب پشيماني نميشد».[1]
همچنين اسپنسر در کتاب اجتماع بشري مينويسد: «پدر استراليايي وقتي براي دام ماهيگيري خود طعمهاي نمييافت، پارهاي از گوشت فرزند خود را ميبُريد تا بدان وسيله ماهي شکار کند، و نيز قبايلي در آمريکا زندگي ميکردند که کودکان خود را در برابر
[1] . ويل دورانت، تاريخ تمدّن، 1: 62 ـ 63، ترجمه احمد آرام، ع. پاشايي، امير حسين آريان پور.
نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 246