نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 247
اندکي شراب ميبخشيدند. در جزاير فيجي بدون هيچ علّت، براي تفريح يا منافع آني و يا به علّت خشم، کودکان خود را ميکشتند.
دليل اين بي عاطفگيها و کشتنها در تحليل برخي از جامعه شناسان و دانشمندان علوم اجتماعي، فقر و تنگدستي ذکر شده است... امّا دقّت در متون تاريخي نشان ميدهد که اين نوع تعدّيها و جنايتها اختصاص به اقوام غير متمدّن بشري نداشته است، بلکه در ملل متمدّن نيز متداول بوده است. متفورا جهانگرد انگليسي در سفرنامه خود ذکر ميکند که در ژاپن فروختن دختران براي خدمتکاري جايز بود و اين رسم تا قرن نوزدهم در ميان ژاپنيها معمول بوده است... در فرانسه نيز تا قرن يازدهم ميلادي، مادران بدون شوهر و پدرهاي بدون همسر ميتوانستند فرزندان خود را بفروشند و اين عمل مدّتها بعد از آن نيز ادامه داشت. ظاهراً بي توجّهي نسبت به کودکان تا قرنهاي اخير حتّي تا انقلاب کبير فرانسه «1789» ادامه داشته است.»[1]
قبل از اسلام در جزيرة العرب نيز، وضعيت کودکان بسيار بد بود، اگر پدران، فرزندان را ميخواستند، آنها را نگه ميداشتند در غير اين صورت دختران را زنده به گور ميکردند، زيرا زن را موجودي بيفايده ميدانستند و معتقد بودند که از تربيت او سودي نميبردند.[2]
بزرگان عرب و افراد سرشناس، دختران را مايه عار و ننگ خود ميپنداشتند و براي رهايي از اين ننگ و عار، آنها را زنده به گور ميکردند. قرآن کريم در ترسيم اين وضعيت ميفرمايد: هنگامي که به يکي از آنها بشارت داده شود خدا دختري به تو داده، آنچنان از فرط ناراحتي چهرهاش تغيير ميکند که صورتش سياه ميشود، او براي نجات از اين ننگ و عار که به پندار نادرستش دامنش را گرفته از قوم و قبيله خود به خاطر اين بشارت بدي که به او داده شده، متواري ميگردد. باز هم دائماً در اين فکر غوطهور است که آيا اين ننگ را برخود بپذيرد و دختر را نگهدارد يا او را زنده در زير خاک پنهان کند.
[1] . اسپنسر، اجتماع بشري، به نقل از حقوق متقابل کودک و ولي در اسلام: 138.
[2] . دکتر حسن ابراهيم حسن، تاريخ سياسي اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاينده، 39.
نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 247